شنبه 04 بهمن 1393 , 14:49




دخترم مواظبه...
حمید از کرج- به خدا قسم اکثر دندونام ریخته و دکترها می گویند به خاطر قرص وداروهایی است که در این 30 سال مجروحیتم مصرف کردم و اکنون چند ساله با لثه هام غذا می خورم ودر واقع نمیتونم غذا را بجوم واز این بابت وضع معده وگوارشم فوق العاده خراب است و یک بار هم خونریزی معده کردم واز دهانم کلی خون به کف سالن بنیاد شهید ریخت.
بلافاصله به بیمارستان و تخت جراحی بردنم وبعد از دو ساعت شستشوی معده بالاخره خونریری بند اومد و5 روز در ICU تحت نظر بودم و از دو دندون جلویی که باقی مانده یکیش شکست و1 ساله که در جمع خجالت می کشم بخندم و دختر کوچکم در این مورد مواظب منه که یادم نره که در جمع نخندم! این فقط درد دل بود وبس .
دختری دارم به نام اسما. از وقتی دندان جلوییم شکسته، حرف سین رو شین تلفظ می کنم و وقتی نام دخترم را اشما ! صدا می کنم، جناب شهیدی خجالت می کشم! خجالت! امیدوارم قوه درکتان مطلب حقیر رو درک کنه و البته لازم به ذکره اکنون حرف شین رو بهتر از قبل و با لهجه ای کاملا عربی ادا می کنم و خوب وقتی نام جناب شهیدی رو با لهجه و شین عربی بیان می کنم کلی ضد حال میشم! ببخشید که رک گفتم چرا که بنیاد هم کاملا" رک می گوید پول ندا ریمممممممممم .
یا علی

















