چهارشنبه 20 اسفند 1393 , 14:06




حال قایقران عملیات بدر
محمد رضا - طی این سالها یک نفر درب خانه قایق ران عملیات بدر را که هنوز شنا بلد نیست را نزد. خاطرات خون و از جون گذشتن را به گور خواهم برد. از بوشهر و آموزش قایق رانی در سال 1363 و از موشکی که آمریکایی ها به انرزی اتمی بوشهر زدند که معجزه ای این انرزی اتمی امروز را نجات داد، هنوز تکه ای از آن موشک را دارم و نگهداری کردم.
از جزیره و قایق های پر خون و ....... عملیات بدر مخصوص تهرانی ها نبود بلکه از تمام ایران در آن شرکت کرده اند. مخصوصا خراسان بزرگ و اصفهان قهرمان . شما که جنگ را تفسیر یک شهر می کنید فردای قیامت باید جوابگو باشید. از شیمیایی ها تا جت های جنگی عراق که سطح نی های جزیره را لمس می کردند. و از صداها و غرش هایی که هنوز درگوشم وز وز می کنند.
از گم شدنم در شب اول ورود به جزیره، از اینکه فرمانده برادر دوستم و همکارم بود و هیچوقت به او (فرمانده) نگفتم؟؟؟؟؟ از دوستان قسم خورده و داوطلب در داوطلب برای سکانداری قایق ؟؟؟؟؟؟ آنقدر در سینه دارم ولی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کشته هایی که رویشان راه رفتم (جزیره جنازه درمجنون). از فرار عده ای قایق ران!!! از نجات رزمنده ها در آخرین لحظه های عقب نشینی ؟؟؟؟؟؟؟ و.............. سینه ای مالا مال درد اما دلی بی کینه دارم.

















