شناسه خبر : 33786
شنبه 29 فروردين 1394 , 08:46
اشتراک گذاری در :

هدیه ای که تا کنون هیچ کس نگرفته است

روایت هدیه ای که شهید عبدالمجید طیب طاهر به سید عزیزاله پژوهیده داد.

بالانویس ۱:

سفیر بنقل از وبلاگ الف دزفول : حکایت رفیق شدن و عقد اخوت خواندن سید عزیزالله پژوهیده و شهید عبدالمجید طیب طاهر و نیز خاطره­ ی وصیت ننوشتن شهید طیب طاهر را قبلا" برایتان نوشتم. آنجا گفتم که سید از عبدالمجید حرف زیاد دارد. برخی ها گفتنی است و برخی ها ظاهراً باید محفوظ بماند بین او و عبدالمجید.

بالانویس۲:

بین سید و شهید طیب طاهر رازهایی وجود دارد که به هر دلیل سید مایل به بازگو کردن و به عباراتی لو دادن آنها نیست. اما چند شب پیش و در شب شام غریبان حضرت زهرا(س) سید یکی از اسرار بین خود و عبدالمجید را فاش کرد.

هدیه ای که تا کنون هیچ کس نگرفته است

روایت هدیه ای که شهید عبدالمجید طیب طاهر به سید عزیزاله پژوهیده داد + تصاویر

این خاطره برای اولین بار منتشر می شود.

 شهید مجید طیب طاهر (سمت راست) – سید عزیزاله پژوهیده (سمت چپ)

سال ۶۲ بود که با مجید آشنا شدم. این رفاقت روز به روز محکم­تر شد تا به پیشنهاد مجید قرار شد برویم و در حرم امام رضا(ع) با هم صیغه­ ی برادری بخوانیم.
سال ۶۳ بود و قبل از عملیات بدر. بلیط قطار گیر نمی ­آمد برای مشهد. به مجید گفتم که بی خیال رفتن شویم اما قبول نمی کرد. بدون بلیط سوار قطار شدیم و با اینکه هوا فوق العاده سرد بود، توی راهروی قطار رفتیم تا مشهد.
آنجا صیغه­ ی برادری خواندیم و هرکداممان یک کفن خریدیم و دوباره توی راهروی قطار برگشتیم. در منطقه رسم بود بچه­ ها شب های جمعه کفن هایشان را در می آوردند و به یاد روزی که قرار است دفن شوند، در این کفن ها می خوابیدند و به یاد اهل بیت (ع) در کفن هایشان اشک می ریختند تا این اشک ها روزی به دادشان برسد.
شب جمعه کفنم را باز کردم و دیدم کفن ناقص است. یک قسمتی از کفن که معمولاً دعای جوشن کبیر روی آن نوشته می­ شود، در کفن من وجود نداشت. بدجوری حالم گرفته شد.
فردا صبح رو کردم به مجید و گفتم : «مجید! من شهید نمی­شم. کفن من ناقصه و جوشن کبیر نداره! خیلی حالم گرفته شده رو این موضوع»
مجید گفت: «کفن منو ببر! » گفتم :«نه! این قسمت من بوده که کفن من ناقص باشه!»
گذشت تا عملیات بدر تمام شد و داشتیم آماده می شدیم برای عملیات والفجر۸٫ ما جزء بچه های غواص اطلاعات و عملیات بودیم و گفته بودند که شانس برگشتنمان بسیار پایین است.
مجید با لبخند، در حالی که یک بسته کادو پیچ شده توی دستش بود آمد سمت من و بسته را داد دستم و گفت : «تولدت مبارک» و بعد گفت فقط این هدیه مرا باز نکن تا شب جمعه.
شب جمعه شد و باز هم من ماندم و کفنی که ناقص بود و بغضی که با دیدن آن گلویم را می فشرد. یاد کادوی مجید افتادم. رفتم و کادوی مجید را باز کردم و دیدم که مجید رفته است و به اندازه پارچه ی جوشن کبیر کفن خودش، یک پارچه ی سفید خریده است و با خودکار تمام دعای جوشن کبیر را روی آن نوشته است. دهانم از تعجب باز مانده بود و اشک توی چشمم حلقه زده بود.

مجید کار بزرگی کرده بود. خیلی بزرگ.

کل دعای جوشن کبیر را روی پارچه سفید با خودکار آبی نوشته بود و بعد داده بود شهید فرج اله پیکرستان و گفته بود:« این رو برا برادرم نوشتم . لطف کن و همه ی فتحه ضمه ها و هجاهاش رو طبق مفاتیح، دقیق و با خودکار قرمز کامل کن»

aziz11

پارچه ای که شهید مجید طیب طاهر روی آن دعای جوشن کبیر را نوشت و به سید هدیه داد

دیگر شب های جمعه از اینکه کفنم ناقص نبود، غصه نداشتم و سرخوش بودم از هدیه ی مجید.
اما وقتی مجید در عملیات والفجر ۸ آسمانی شد، من ماندم و خاطراتش و یادگاری که سی سال است نگهداری اش می کنم  تا اینکه روزی به کار آید.

aziz2

 سید عزیز و هدیه ای که از رفیق شهیدش به یادگار دارد

پانویس:

وقتی رفاقت های آن دوران را با رفاقت های امروزمان مقایسه می کنم، دود از کله ام بلند می شود. امروز اگر می خواهی دوست داشتنت را بیشتر اثبات کنی، باید هدیه ات را گران تر خریده باشی.
خوش به حال مجید و خوش به حال سید و چه زیبا رفاقتی و چه زیبا رمز و رازی است در این رفاقت. مجید که عند ربهم یرزقون شد و سید «من ینتظر» مانده است و «ما بدلوا تبدیلا».
خداوند عاقبت همه ی ما را ختم به خیر کند ان شاء الله

نگارش توسط علی موجودی

کد خبرنگار: 17
اینستاگرام
بنام خدا خوشا بحال این برادر به داشتن چنین دوستی وخوشا به حال فرشتگان زمینی که ما در جبهه مدتی افتخار همنشینی همکلامی با انان را داشتیم وبدا بحال ما که لیاقت رفتن را نداشتیم ودر این منجلاب دنیا دست وپا میزنیم دعا کنید که این بدن جسمی ما همینطوری به زیر خاک نرود وما هم مثل دوستانمان سوراخ سوراخ یا تکه تکه در راه خدا شهید وبه دوستانمان بپیوندیم واین دنیای پلید که به قول ائمه مانند پیرزنی که خود را مثل دختران زیبا نشان میدهد ما رانفریبد خداوندا شهادت نصیب ما بفرما واخر وعاقبت مارا ختم بخیر کن درود خدا وپیامبران ائمه برشهیدان را خدا
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi