شنبه 09 خرداد 1394 , 09:23




خوش آمدید!
جانبازعسکری- بسم رب الشهداء و الصدیقین
کجایند مردان بی ادعا...؟
خوش آمدید ای همسنگران دیروز و ای میهمانان امروز ( 175 غواص )
با آمدنتان شمیم روح بخش ارجعی الی ربک را در فضای مسموم سرزمین کنونی مان گسترانیدید. فضایی که حکما" به اذن پروردگار با رجعت زیبایتان به وطن، لطیف گشت و ما را و مردم ما را و مملکت ما را چندصباحی به سوی شما گل های زخمی و محصور شده، متوجه و رهنمون ساخت.
شهید گمنام! حرف دل ما جاماندگان را فریادی دوباره زدید. ... چند روز پیش که مصادف بود با روز میلاد علمدار کربلا حضرت عباس (ع) در حسینیه معراج شهدای تهران به بزمی عارفانه دعوت شدم. 11 تن از این 175 مسافر عشق در حسینیه میهمان برنامه بودند. ناخودآگاه چشمان گنه بارم توشته های تابوت ها را می جست... شهید 16 ساله ای توجهم را معطوف به خود کرد. دیگر همراهانش سنینی بین هفده تا بیست و پنج داشتند... آیا غیر از این است که این نوشته ها حاوی پیام خاصی بودند؟
هم برای من و ماجاماندگان... هم برای جوانا و نوجوانان امروزی... و هم برای مسئولینی که با آرامش خاصی بر اریکه پست و مقام تکیه زده اند و 175 عاشق جدیدالورود را نمی بینند!!!
درد دلم بسیاراست و ناگفته! اما با زبان الکن و قلبی مالامال از سیاهی، آخرین فراز از نوشته زیبای «شهیدگمنام عزیز» را آرزو می کنم. پس اشفع لنا عندالله ای دوستان و همسنگران دیروز و فراموش شدگان امروز!!


















روحشان شاد وسلام ودرود بر 175 شهید کربلای 4
انشاالله خداوند به شما توفیق عطا بفرماید خیلی جالب بود ...