دوشنبه 25 خرداد 1394 , 13:55




بغض من کلام آخر تو!
م.ر.ک.جانباز- السلام علیک ای مسافران مظلوم .
السلام علیک ای مظلومان مسافر .
السلام علیک ای مظاهر مظلومیت
السلام علیک هق هق گریه های نیمه شب مادرتان .
السلام علیک ای ماهیان دفین غربت
السلام علیک به جان دادن مردانه تان

السلام علیک ای اشک زلال خدا
السلام علیک بغض خفه شده ما
السلام علیک بر دستان سیم خادار پیچیده تان
السلام علیک بر جرئت هنگام جان دادنتان
السلام وعلیک ای شجاعان شجاع ای دلیران دلیر
السلام علیک به جوانمردیتان که به ناجوانمردی کشته شدید
السلام علیک بر اشکهای ملائک
السلام علیک بر اشک خدا
السلام علیک بر اشک خدا ..
روحتان همیشه شاد باد ... نامتان همیشه بر سر زبانها باد ...
دوزخ برای قاتلین شما کمترین است ... بغص من این است که هنگام زنده بگور شدن با خود چه می گفتید ؟؟؟ ای لال شود زبانم ... دلا بسوز ... دلا بسوز ... اشکها بریز ... اشکها بریز ...
اولی میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومی: آره حتما. یه جایی هست که می تونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم
اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده.
دومی: شاید مادرمونم ببینیم
اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش
دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.
اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی....
این مکالمه چقدر آشناس....!!!
تا حالا بودن خدا را اينطوري به همين سادگي حس نكرده بودم؛
مطلبی برای تامل��

















