07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 37078
شنبه 07 شهريور 1394 , 10:09
شنبه 07 شهريور 1394 , 10:09


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا ببینی چه می کشم / احساس سوختن به تماشا نمی شود

عجیب ترین عکس دفاع مقدس:
خوب دقت کنید مردی جلوی ماشین قسمت شاگرد نشسته و به همراه ماشین در حال سوختنه ...
از عکاس این عکس که به عنوان بهترین عکس جنگ انتخاب شد ، پرسیدن تو همچین موقعیتی چرا نرفتی کمک کنی و نشستی عکس انداختی ، جواب داد اینجا سه راهی شهادته تو پاسگاه زید عراق اون پیرمرد حاجی بخشی تبلیغات چی معروف جبهه هاست اونم که جلو نشسته دامادش بود که از جانباز قطع پا بود ...
وقتی موشک مستقیم تانک جلو چشم هممون که منتظر بودیم هر لحظه ماشینو بزنن قسمت پشت اسیتیشنو با دو نفر سرنشینش برد ماشین آتیش گرفت دویدم کمک کنم اومدن درو باز کنم دیدم قفل شده باز نمیشه و اون داخل گیر افتاده ولی یه لحظه به خودم اومدم دیدم اون به طرز عجیبی درخواست کمک نمیکنه و با آرامشی عجیب تر بین شعله ها مشغول ذکر گفتنه ، یک لحظه بی اختیار عقب نشستمو و عکس این صحنه عجیبو گرفتم ، اون جلو چشم ما آروم آروم سوخت و ما بهت زده داشتیم عشق بازیه یه مخلوق با خالقو میدیدیم ...مخلوقی تسلیم...تسلیم محض ...
00
پاسخ
سلام ، واقعا جگرمان کباب شد . چطور این عکاس توانسته برای تهیه عکس از نجات رزمنده فاقد دو پا خودداری کند؟ در عکس میتوان فهمید که امکان نجات رزمنده که در حال ذکر گفتن و زنده بوده از شیشه خودرو وجود داشته است. باید بجای جایزه به عکاس او را به شدیدترین وجهی مجازات کرد. رزمنده آرام آرام سوخت و ما هم نظاره گر خیانت عکاس به رزمنده جانباز و تمام ملت مسلمان هستیم . ظلم و ستم به جانبازان از همان دوران جنگ وجود داشته است.
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
چه مردانه غسل آتش میکنی ؛ مردان مرد .
چه جانانه جانبازی میکنی ای رهنورد .
این دعا چیست که برتو آتش سوزان را گوارا ساخته است ؛
چه شد که خواستی معبودت را در آتش ملاقات کنی ؛ چه حلاوتی در حرم سوزان آتش دیدی که اینچنین بی باک بسویش روانی ؟
چه درس بزرگی به آدمیت آموختی ؛ تا نسوزی درک عشق معنا ندارد ؛ با دیدنت مانیز سوختیم اما مانند تو درک حقیقت نکردیم ... عجب دل بزرگی شیر مرد ؛ خواستی به ما بگویی عشق بازی با خدا همین طوریست ؛ تو آنقدر دلسوز وطن و مردمت بودی که آتش بجان خریدی تا کشورت نسوزد .... تبارک اله عاشق . روح بلندت همیشه شاد باد .
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
چه مردانه غسل آتش میکنی ؛ مردان مرد .
چه جانانه جانبازی میکنی ای رهنورد .
این دعا چیست که برتو آتش سوزان را گوارا ساخته است ؛
چه شد که خواستی معبودت را در آتش ملاقات کنی ؛ چه حلاوتی در حرم سوزان آتش دیدی که اینچنین بی باک بسویش روانی ؟
چه درس بزرگی به آدمیت آموختی ؛ تا نسوزی درک عشق معنا ندارد ؛ با دیدنت مانیز سوختیم اما مانند تو درک حقیقت نکردیم ... عجب دل بزرگی شیر مرد ؛ خواستی به ما بگویی عشق بازی با خدا همین طوریست ؛ تو آنقدر دلسوز وطن و مردمت بودی که آتش بجان خریدی تا کشورت نسوزد .... تبارک اله عاشق . روح بلندت همیشه شاد باد .
نظری بگذارید

















