یکشنبه 26 مهر 1394 , 11:34




در رثای «ابو وهب»
تنها نه در اندیشه ی این خانه، که رفتی/تا خانه همسایه ز دشمن بستانی/من از تو جز این هیچ ندانم که بگویم/سردار بزرگ وطنی ای همدانی
سردار حسین همدانی فرمانده سالهای جنگ بود که در این پی سالهای پس از آن نیز با پوشیدم لباس سبز سپاه عرصه نبرد با دشمنان اسلام را خالی نکرد و سرانجام مزد خویش را از خدایش گرفت و در 16 مهر 94 در شهر حلب سوریه به شهادت رسید.
آنچه خواهید خواند شعری است در رثای این شهید عزیز که جواد محقق اینگونه با احساس سروده است:
زرد است بهار بشر از باد خزانی
پیداست که خون می خورد این باغ نهانی
دردا که خدایان زر و زور در عالم
یک روز نکردند بر این گله شبانی
صحبت ز شبانی نتوان کرد در اینجا
وقتی که شبان کرده، با گرگ تبانی
با این همه ای رایحه ی روشن ایمان
دارد نفس سبز تو از باغ نشانی
کس چون تو نرفته ست به هر حادثه بی باک
یعنی که نداری تو در این معرکه ثانی
در واژه نگنجید چو ایثار تو دیروز
لنگ است به توصیف تو امروز معانی
در خط خطر ، آن همه چالاک دویدی
تا نام شهیدان وطن، گشت جهانی
تنها نه در اندیشه ی این خانه که رفتی
تا خانه همسایه ز دشمن بستانی
گفتیم بمان ! رفتی و از خویش گذشتی
رفتی که خودت را به شهیدان برسانی
در خاطر این باغ بمان تا شب موعود
چون صرف وطن کردهای ای سرو، جوانی
با آینه ی صبح به دیدار میاییم
ما را تو اگر از شب دیجور بخوانی
من از تو جز این هیچ ندانم که بگویم
سردار بزرگ وطنی ای همدانی

















