پنجشنبه 28 آبان 1394 , 15:44




یادبود جانبازشهید سهراب نریمانی در آسایشگاه ثارلله
فاش نیوز- مراسم یادبود جانباز سرافراز شهید سهراب نریمانی روز شنبه در آسایشگاه جانبازان ثارلله برگزار می گردد.
از آنجایی که جانباز شهید سهراب نریمانی سال های زیادی از عمر خویش را در تهران و در جوار جانبازان نخاعی دیگر در آسایشگاه جانبازان ثارلله به سر می برد، مراسم یادبودی به همت جانبازان این آسایشگاه در محل آن به منظور گرامیداشت این شهید صبور و سرافراز ترتیب داده شده است.
این مراسم روز شنبه مورخ 30 آبان در محل آسایشگاه جانبازان ثارلله واقع در خیابان ولنجک از ساعت 14 الی 16 برگزار می گردد.
جانباز قطع نخاع گردنی سهراب نریمانی که پس از تحمل 34 سال رنج و درد ناشی از مجروحیت، روز دوشنبه 25 آبان ماه 94 در یکی از بیمارستان های اصفهان بستری شد و به شهادت رسید، دیروز چهارشنبه در همان شهر تشییع شد.
امروز پنج شنبه مراسم ختمی در دو نوبت از ساعت 8 الی 11 صبح و 14 الی 16 بعداز ظهر برای گرامیداشت این جانباز شهید در مسجد جامع دهنو اصفهان برگزار گردید.
بعضی وقتها خودم از خودم که خجالت می کشم اسممو نمی نویسم ..
حالا هم که دارم برات درد دل می کنم از اون روزاست
یه روز رفتم به دیدار یه برادر جانباز نخاعی گردنی .. اولا به احترام من وقتی که می رفتم دیدنش روی ویلچر می نشست اما چند دقیقه بعد بدنش شروع به لرزیدن می کرد و دچار ضعف می شد ...بهش گفتم اگه می خوای بیام دیدنت باید رو تختت راحت باشی
قبول کرد . چند بار بعد هم با بهانه های مختلف همراه خانواده به دیدنش رفتم . اما الان مدتیه که دیگر سراغش نرفتم .
حالا چند بار زنگ زده که دیگه دیدن ما نمی آیی ..
چکار کنم ... اون حالش خوب نیست ..می ترسم جلو چشمم پرپر بشه ..
تازه نمی تونم بدون همراه برم ...چرا ؟؟؟
چون چندبار که رفتم پیش جانبازان ....نمی دونم من خیلی مهربونم یا آنها از سر بی کسی به من اطمینان می کنن می خوان درباره مشکلات زندگی خود با من حرف بزنند ..
بعضی وقتها احساس می کنم نباید این حرفها را بشنوم فقط سرمو میندازم پایین ...حتی می بینم جانبازان حاضر در گفتگو هم با ایما اشاره به جانباز پر درد دل می خوان بگن دیگه نگو ..
واقعا نمی دونم باید چکار کنم . لعنت به اونایی که در اینجا همراهی نمی کنند یا باید منتشونو بکشم تا بیان . صدبار صدبار صدبار
بعدم منت کشیدن برای اهداف مقدس برای من سخت نیست .. مشکل من اینه که می دونم گوش بعضیا برای شنیدن آن حرفهای درد دل جانبازان محرم نیست ..
والا من که با خنده و روی خوش جوری جواب آن عزیزان را می دهم که در کارم تا حالا خللی ایجاد نکرده ..
حالا از شما یه انتظاری دارم فاش نیوز
وقتی فاش نیوزی شدم فکر می کردم تحت حمایت شما و تحت سایه معنوی شما می تونم این آخر عمریه چندتا کار ارزشمند انجام بدم که دورو بریام ببینن همه اهمال کاریها از طرف رییس روسا نیست .. ما خودمون هم قدرنشناس شدیم ..
هر روز هزار بار به خدا قول می دادم اگر این همکاری صورت گرفت روزی چند ختم انجام می دم که به اعتبار عظمت آن دعاها کاری کنه حرمت نام فاش نیوز را نگه بدارم
شما بهم افتخار کنید از اینکه منو میشناسید و ضمانت کردید ...
اما نمی دونم چرا کارها خوب پیش نرفت ...الان دیگه کاملا مطمئن هستم می تونید وساطت و ضمانت منو پیش افراد متشخص بکنید ...
شما هم که می دونید .. خدا هم می دونه ... همه و همه می دونن من دنبال هیچ چیز نیستم ..
خلاصه چی بگم ...
نوشته بودید این شهید را یه افغانی پرستاری می کرد .. گفتم براتون بگم چه مشکلاتی هست که افراد نمی تونن حتی یه شاخه گل برای یه جانباز افتاده در بستر و بی تحرک ببرن ...
آقا جان مظلومیتها و غربتهای ما هم زیاده .. !!!!!
اکه از دستت کاری برمیاد و انجام نمی دی این خودتو این شهدا که ادعای عشق آنها را دارید ... والسلام
آتش بگیر که ببینی چه میکشمضمنآ این شهید پرستار افغانی نداشته
اینقدر که تمام عمر ما به آب و آتش زدیم کسی نزده ...
از سوختن هم هراسی نداریم ..، دو تایی وچندتایی سوختن کیفش بیشتره ..... بیا تا سوختن در کنار منم تجربه کنی اگه راست می گید . !!
حالا چی ؟
فاش نیوز این نوشته را برای خودت ارسال کرده بودم .حالا که چاپش کردی . جوابت چیه ؟
می تونی وساطتت منو بکنی ... ؟؟
حرفای مهمتر رو با اسم می نویسم . به وقتش ..،
.تازه خودتون نوشتید .. پرستار افغانی داشت و فقط بنیاد مواظبش بود ؟ تا لحظه ای که عرض حال کردم ندیدم شما اصلاحیه زده باشید . با تشکر

















