23 تير 1405 / ۲۸ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 39464
دوشنبه 02 آذر 1394 , 16:24
دوشنبه 02 آذر 1394 , 16:24


شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

حاج غلامرضا تاجیک را بیشتر بشناسید
اولین چیزی که دلم را لرزاند و افسوسی دیگر از غفلت چند ساله مان از خانواده شهدا افزود، تنهایی حاج غلامرضا بود...
شنیدن خبر رحلت حاج غلامرضا تاجیک به یکباره خاطرات جلسه مصاحبه با ایشان را زنده کرد؛ منزلی مهجور در انتهای منطقه امرآباد و پدری داغدار آرمیده در گوشه اتاقی، چشم دوخته به عکس فرزندان دلبندش حسین، داود و علی اکبر.
اولین چیزی که دلم را لرزاند و افسوسی دیگر از غفلت چند ساله مان از خانواده شهدا افزود، تنهایی حاج غلامرضا بود، البته دختران گرامی ایشان چون پروانه ای به دور پدر می چرخیدند لکن قرار بود خانواده شهدا چشم و چراغ ملت ایران باشند نه فقط خانواده خودشان.
آیا جایگاه این چشم و چراغ ها اینجاست و در این حال!؟ و این ابهام همچنان در نهانخانه قلبم موج می زند که مسئولین کشور ما که در چند ساله اخیر به ارسال پیام تسلیت برای خانواده های سه شهید عادت کرده و تصور می کنند با این ارسال پیام، دین خود را به شهدا ادا کرده اند هر چند خلاف سیره شهدا عمل کنند، الان کجا هستند؟|


و ما چرا غافلیم؟ چرا امثال ما که ادعای شهادت پیشگیمان گوش فلک را کر کرده، سالها از مقابل عکس حسین و داود و علی اکبر در میدان راه آهن گذشتیم و صدای حاج غلامرضا را نشنیدیم که می گفت: "هنوز چشم به راه علی اکبرم هستم"
چرا ما جوانان بنی هاشم نشدیم و به دنبال تکه های خاطرات پرپر علی اکبر حاج غلامرضا نگشتیم تا مرهمی بر دل داغدیده اش شویم؟
چرا از از تربیت کننده حسین و داود وعلی اکبر نپرسیدیم چطور علی اکبر حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) شویم و چطور با صوت داودی از حق دفاع کنیم و همچون حسین سر به راه آرمان ها و اوامر ولی امرمان دهیم؟
آری باید از حاج غلامرضا که خود در مقابل تبلیغات منافقین در دهه 60 جهاد کرده بود و تمام تراکت های آنها را از سطح خیابان مهدیه جمع آوری کرده بود، درس مبارزه با منافقین امروز را می گرفتیم.
پیرغلام در بستری که امروز در گوشه گلستان شهدای حسین رضا آرمیده، نه تنها غلام رضا (ع)، که غلام حسین (ع) بود؛ هنوز صدای ملکوتی اش در گوشمان طنین انداز است که اگر 10 پسر هم داشتم می فرستادم جبهه برای امر امام خمینی(ره)، حتی جلو جنازه داود خودش گوسفند قربانی می کند، تا به جامعه بفهماند که برای ادای دین به انقلاب باید همه وجودت را قربانی کنی، فرزند، مال و از همه مهمتر نفس و علاقه به دنیا را.
هر چه در مصاحبه از او پرسیدیم آیا در فراغ حسین گریه کردی؟ آیا در فراغ داود گریه کردی؟ آیا در فراغ علی اکبر گریه کردی؟ پاسخ یک کلام: نه چون برای خدا دادم و امیدم به خداست.
آری آن خانواده های عزیزی که چون زینب کبری(س) فریاد "ما رأیت الا جمیلا"یشان گوش تاریخ را پر کرده برای ما یک پیام دارند : با توکل بر خدا برای اقامه امر ولی با اخلاص و گذشتن از نفس و دنیا حرکت کنید تا حسینی شوید.


کد خبرنگار: 18


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















