20 شهريور 1405 / ۲۸ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 40162
سه شنبه 24 آذر 1394 , 11:36
سه شنبه 24 آذر 1394 , 11:36


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

خاطرات یک شهید در«چشم به راه»
خاطرات شهید سعید چشمبهراه از زبان اطرافیان او در کتابی با عنوان «چشمبهراه» از سوی مؤسسه شهید کاظمی راهی بازار کتاب شد.
«گفته بود اگر شهید شدم نه برای من که برای سر بریده حسین(ع) گریه کنید. مراسم برایش گرفته بودند، مداح گفته بود دعای کمیل را که میخواندم یک دفعه مجلس روشن شد. من هم بیاختیار روضه امام حسین(ع) را خواندم...»
شهید سعید چشمبهراه از شهدای اصفهان است که سه روز قبل از ماه مبارک رمضان به دنیا میآید در ماه رمضان به جبهه اعزام میگردد و در عملیات والفجر8 به شهادت میرسد.
کتاب «چشم به راه» بهکوشش آرزوسادات حسینی و زهرا قائدامینی گردآوری و با قیمت 5 هزار تومان و در قطع رقعی و 88 صفحه توسط موسسه شهید کاظمی به چاپ رسیده است.

در ماجرای شهادت این شهید در کتاب میخوانیم:
«بیمعطلی رفتند طرف خط. چیزی که میدیدند را باور نمیکردند ... گلوله تانک درست خورده بود وسط سنگری که سعید پشتش بود. پرت شده بود خاکریز دوم. سوخته بود... نصف بدنش سوخته بود.»
منبع: فارس


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















