23 تير 1405 / ۲۸ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 42825
دوشنبه 03 اسفند 1394 , 08:32
دوشنبه 03 اسفند 1394 , 08:32


وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

«مانع اعزامش نشدم»
"فاطمه وثوقی نیا" همسر سردار شهید مدافع حرم "محسن قاجاریان" اظهار داشت: محسن آرزویش بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به سوریه برود اما مشکلات جسمی و مخالفت فرماندهان مانع رفتنش میشد. هر وقت هم که نیروهایش عازم سوریه میشدند افسوس میخورد. او اصرار داشت که برای دفاع از حرم به سوریه برود و بالاخره یک ماه پیش به آرزویش رسید.
وی ادامه داد: قبلا یک بار برای انجام ماموریتی به سوریه رفته بود اما برای دفاع از حرم و جنگ با داعشیها نخستین بار بود که به سوریه میرفت. در طول دوران دفاع مقدس از همان روزی که به جبهه رفت تنها چند بار و برای مدت محدودی به شهر برگشته بود. در سال 67 با ایشان ازدواج کردم که حاصل آن دو پسر و یک دختر است که راه پدرشان را ادامه خواهند داد.
همسر شهید خاطرنشان کرد: یکی از پسرانم تازه داماد است. وقتی همسرم خواست که به سوریه برود، فرزندم نیز اصرار داشت تا همراه با او به آنجا برود اما همسرم مانع شد و گفت انشاالله وقت دیگری.
وی تصریح کرد: یکبار به ایشان گفتم که شما به اندازه کافی در دفاع مقدس جنگیدهای و به سوریه نرو اما ایشان گفتند حرم حضرت زینب(س) در خطر است و وظیفه ماست که از حرم دفاع کنیم. محسن اردات بسیاری به حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) داشت.
وثوقی نیا تاکید کرد: من مانع اعزامش به سوریه نشدم چون آرزویش بود که برای دفاع از حرم به آنجا برود. از وقتی که با ایشان ازدواج کردم خودم را برای هر اتفاقی آمده کرده بودم. این بار نیز منتظر خبر شهادتش بودم. قبل از رفتنش به من گفت: اگر شهید شدم آن دنیا با هم خواهیم بود و تو را شفاعت میکنم. او میگفت اگر من شهید شدم روحیهتان را حفظ کنید و اصلا ناراحت نشوید.
وی گفت: همسرم در دوران دفاع مقدس 2 بار مجروح شد. در پایش یک یادگاریهایی از آن دوران داشت که طی 2 عمل جراحی ترکش بزرگتر را از پایش خارج کرده بودند.
همسر شهید درباره شنیدن خبر شهادت همسرش گفت: بعد از ظهر روز چهارشنبه خبر شهادتش را به من دادند. اول گفتند که مجروح شده است و بعد خبر شهادتش را به من دادند. از اینکه همسرم در آزادسازی دو شهرک شیعه نشین نبل و الزهرا نقش داشته است خوشحالم و به او افتخار میکنم. اگر پسران نیز بخواهند به سوریه بروند تشویقشان میکنم تا راه پدرشان را ادامه بدهند.
وی ادامه داد: قبلا یک بار برای انجام ماموریتی به سوریه رفته بود اما برای دفاع از حرم و جنگ با داعشیها نخستین بار بود که به سوریه میرفت. در طول دوران دفاع مقدس از همان روزی که به جبهه رفت تنها چند بار و برای مدت محدودی به شهر برگشته بود. در سال 67 با ایشان ازدواج کردم که حاصل آن دو پسر و یک دختر است که راه پدرشان را ادامه خواهند داد.
همسر شهید خاطرنشان کرد: یکی از پسرانم تازه داماد است. وقتی همسرم خواست که به سوریه برود، فرزندم نیز اصرار داشت تا همراه با او به آنجا برود اما همسرم مانع شد و گفت انشاالله وقت دیگری.
وی تصریح کرد: یکبار به ایشان گفتم که شما به اندازه کافی در دفاع مقدس جنگیدهای و به سوریه نرو اما ایشان گفتند حرم حضرت زینب(س) در خطر است و وظیفه ماست که از حرم دفاع کنیم. محسن اردات بسیاری به حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) داشت.
وثوقی نیا تاکید کرد: من مانع اعزامش به سوریه نشدم چون آرزویش بود که برای دفاع از حرم به آنجا برود. از وقتی که با ایشان ازدواج کردم خودم را برای هر اتفاقی آمده کرده بودم. این بار نیز منتظر خبر شهادتش بودم. قبل از رفتنش به من گفت: اگر شهید شدم آن دنیا با هم خواهیم بود و تو را شفاعت میکنم. او میگفت اگر من شهید شدم روحیهتان را حفظ کنید و اصلا ناراحت نشوید.
وی گفت: همسرم در دوران دفاع مقدس 2 بار مجروح شد. در پایش یک یادگاریهایی از آن دوران داشت که طی 2 عمل جراحی ترکش بزرگتر را از پایش خارج کرده بودند.
همسر شهید درباره شنیدن خبر شهادت همسرش گفت: بعد از ظهر روز چهارشنبه خبر شهادتش را به من دادند. اول گفتند که مجروح شده است و بعد خبر شهادتش را به من دادند. از اینکه همسرم در آزادسازی دو شهرک شیعه نشین نبل و الزهرا نقش داشته است خوشحالم و به او افتخار میکنم. اگر پسران نیز بخواهند به سوریه بروند تشویقشان میکنم تا راه پدرشان را ادامه بدهند.
منبع: دفاع پرس


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















