شنبه 22 اسفند 1394 , 18:07




سردارجانباز حاج حسین نیکپور به شهادت رسید!
سردارجانباز حاج حسین نیکپور، جانباز نخاعی دوپا قطع دقایقی پیش براثر عوارض ناشی از مجروحیت وجانبازی به شهادت رسید.
فاش نیوز - سردارجانباز حاج حسین نیکپور، جانباز نخاعی دوپا قطع دقایقی پیش براثر عوارض ناشی از مجروحیت وجانبازی به شهادت رسید.
برپایه این گزارش، حاج حسین نیکپور، جانباز نخاعی دوپا قطع دقایقی پیش براثر عوارض ناشی از مجروحیت وجانبازی و نا رسائی کلیوی، پس از یک هفته بستری بودن دربیمارستان بقیة الله به شهادت رسید.

مراسم تشییع این جانباز شهید ساعت 8/30 صبح روز دوشنبه 24اسفند 94 از شهرک شهید محلاتی، فاز برج معراج، به سمت مسجد پیامبراعظم و از آنجا به طرف شهرک شاهد تهرانپارس تشییع و ساعت 10 صبح به بهشت زهرا(س) منتقل و درآنجا به خاک سپرده می شود.
مراسم ختم متعاقبا" اعلام خواهد شد.
حاج حسین نیکپور از جانبازان دردمند وبا اخلاصی بود که چندی پیش نیز دریک حادثه ی دلخراش وجانسوز تنها فرزندش را از دست داد ولی صبوری پیشه کرد وبا این غم سنگین مردانه همچون سراسر زندگی افتخار آمیزش مواجه شد.
فاش نیوز عروج این دلاور مقاوم و صبور را به عموم ایثارگران ورهبرعزیز تبریک وتسلیت می گوید.
گرچه وجودت پیش ما خالیست ولی یادت تا ابد در دل و قلب ما جاودانگی است.
گرچه وجودت پیش ما خالیست ولی یادت تا ابد در دل و قلب ما جاودانگی است.
خدا به خانومشون صبر بده
وبه خانواده و دوستانش تسلیت عرض میکنم
روحش شاد و یادش گرامی
و به خانواده اش تبریک و تسلیت عرض میکنیم.
خدایا ما را شرمنده شهدا مگردان
عروج ملکوتی جانبازسرافراز دفاع مقدس سردارحاج حسین نیکپور را به شما جانبازان عزیز تسلیت عرض می نماییم .
برادر رنج کشیده مان حاج حسین نیکپور نتوانست بیش از این دوری فرزند مرحومش را تحمل نماید، رفت تا با نوردیده اش در جوار رحمت الهی قرار گیرد.
بسی گفتیم گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند.
ان شاءالله خدا به همه ما كمك كنه كه پیوسته پیرو راه راستین شهدا باشیم.
درد دل حسین نیکپور به دوستان شهیدش
سبک بالان خراميدند و رفتند
مرا بيچاره ناميدند و رفتند
سواران لحظه اي تمکين نکردند
ترحم بر من مسکين نکردند
سواران از سر نئشم گذشتند
فغان ها کردم، اما برنگشتند
اسير و زخمي و بي دست و پا من
رفيقان، اين چه سودا بود با من؟
رفيقان، رسم هم دردي کجا رفت؟
جوان مردان، جوان مردي کجا رفت؟
مرا اين پشت، مگذاريد بي پاک
گناهم چيست، پايم بود در خاک
اگر دير آمدم مجروح بودم
اسير قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبنديد
به ما بيچارگان زان سو نخنديد
رفيقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمي رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم
شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند اين نردبان را؟
چرا بستند راه آسمان را؟
شهادت برادر جانباز حسیین نیکپور را تسلیت عرص میکنم
یک کریسیدا از برادرم خرید و این سبب ارتباط ما شد و در شهرک شاهد همسایه بودیم
ایشان همیسه با نشاط و سر حال بودند
مدتی نوارهای طلبگی گوش میکرد و علاقه به طلبگی داشت
سلیقه خوبی در نگهداری ماشین داشت
یادم هست برای ماشین خود پرده دوخته بود
عشق به زندگی داشت
خانواده اش را خیلی دوست داشت
با همه مهربانی میکرد و دوست نداشت کسی را ناراحت کند
نسبت به بنده همیشه اظهار لطف میکرد
خداوند با شهدای کربلا محشورش کند
میخوانیم الفاتحه
الهم صل علی محمد و آل محمد
سال گذشته وقتي جريان رفتن محمدش را در سايت مشرق خواندم و عكسهاي او را در بازگشايي مدارس و بدرقه تنها فرزندش براي رفتن به مدرسه و بعد از اون مراسم خاكسپاري جگر گوشه اش ديدم ، ساعت ها خود و خانواده ام برايش گريستيم ... حتي اون زمان در واتس اپ وقتي در يك گروهي كه سنخيتي ها با جانباز ندارند حكايتش را تعريف كردم و عكس ها را نشان دادم ، اعضاي گروه همه متاثر شدند و خيلي ها برايش گريه كردند ... نمي دانستم كه چند ماه بعد همسايه او خواهم شد و در اين مدت چيزي جز خوبي و رفتار و منش انساني و نشات گرفته از بزرگي او نديدم ... بارها به او گفتم كه صبر شما برايم عجيب است ... حالا بايد شاهد رفتن خود او باشيم و بگوييم حاج حسين چرا به اين زودي ما را تنها گذاشتي مرد ؟ ما تازه داشتيم به تو عادت مي كرديم ...
هم سوخته شمع ما،هم سوخته پروانه
بشکسته سبو هامان،خون است به دل هامان
فریاد و فغان دارم دوردیکش میخانه
هر سو نظر اندازی،دریاد کسی افتی
آنها که سفر کردند،زین جاسوی جانانه
تا سر به بدن باشد،این جامعه کفن باشد
فریاد اباذر ها،ره بسته به بیگانه
ای وای که یارانم،گلهای بهارانند
رفتند از این خانه رفتند غریبانه یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما،هم سوخته پروانه
پل شهادت اصلی ترین وسیله رسیدن به محبوب است که شهدای گرانقدرباعبورازاین گذرگاه درخشان برای همیشه جاودان باقی می مانندوعزت وسربلندی رابرای ملت شریف ایران به جای گذاشته وثبات واستمرارخط سرخ حسین (ع) راباخون خودتضمین نمودندوراه شجاعت رابه ماآموختند.
شهادت آن جانبازسرفرازعرصه های نورعلیه ظلمت،سردارشهیدحاج حسین نیک پورراتسلیت عرض می نمایم.
من با ایشون از سال 1374 در دانشگاه شهید بهشتی آشنا شدم. هر دو در رشته زبان انگلیسی تحصیل می کردیم. با همه مشکلات جسمی مربوط به جانبازی، سعی میکرد حتما در کلاسها شرکت کنه، بعضی استادها باهاش همراهی نمیکردن اما ایشون خم به ابرو نمی اورد و همیشه لبخند داشت. بعدها که تحصیل در رشته علوم اجتماعی رو ادامه داد، باز هم همان روحیه رزمندگی رو حفظ کرده بود.
به ولایت و حفظ نظام تعصب خاصی داشت ولی معتقد بود باید جوانها و نوجوانها رو با نیروهای انقلاب بیشتر آشنا کرد. اساسا واسه همین خودشو وقف ورزش و فعالیت های ورزشی کرده بود تا سروکارش با جوانها باشه.
بارها بهم گفته بود این جوونهایی که برای تناسب اندام میان باشگاه ورزشی من و با منرفیق میشن، میخوام همین اینا رو بیارم تو خط نظام....و دیدم که خیلیا با همین منش ایشون مریدش شدن....
پارسال پسر عزیز و دردانه اش رو از دست داده بود، اما صبرش رو هرگز.
خدا به همسر گرامیشون صبری جمیل عطا کنه، حاج حسین بارها به خود من گفته بود که همسر گرامیشون تنها کسی بود که هیچوقت پشتش رو خالی نکرد...
حاجبانی
الخوف امرضنی و الشوق احرقنی و الحب اضنانی و لله احیانی
خوف بیمارم کرد و مهر سوزاندم و دوستی به بسترم افکند و حق تعالی زنده ام کرد.
عروج ملکوتی و تشرف به مقام عالی شهیدان بر جانباز شهید حاج حسین نیکپور مبارکباد. برای پیروان راهش و دوستان و اقوام از حضرت حق تعالی ارزوی قبول شفاعت و صبر و شکیبایی مسئلت مینماییم.


















برادر جانباز شهیدم شهادت مظلومانه تو را در شب شهادت بانو ی دو جهان حضرت زهرا سلام الله علیها تبریک و تسلیت عرض می کنم به همه جانبازان معزز و خانواده داغدارت ..