24 تير 1405 / ۲۹ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 43625
سه شنبه 25 اسفند 1394 , 08:34
سه شنبه 25 اسفند 1394 , 08:34


شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

آخرین دعای ندبه سال ۹۴ در گلزار شهدای تهران
آخرین دعای ندبه سال ۹۴ همزمان با فرارسیدن سالروز شهادت سردار شهید مرتضی شکوری جمعه ۲۸ اسفندماه در گلزار شهدا طنین انداز میشود.
به مناسبت سالروز شهادت سردار شهید مرتضی (میثم) شکوری دعای ندبه این هفته جمعه 28 اسفندماه در گلزار شهدای تهران طنینانداز میشود.
مراسم دعای ندبه ساعت 7:15 صبح روز جمعه؛ با زمزمه سید صادق قندهاری ، با حضور خانواده این شهید و دیگر خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران در مهدیه شهدای گلزار شهدا برگزار میشود.

شهید مرتضی شکوری مربی تاکتیک پادگان امام حسین(ع) بود که در عملیات بدر به شهادت رسید. برای این شهید بزرگوار کتابی نیز به نام «میثم» نگاشته شده است. کتاب "میثم" روایتهایی است که توسط گروه فرهنگی ابراهیم هادی از خانواده و دوستان وی از جمله سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، سردار آجرلو، حسین اللهکرم و دهها نفر از همرزمان وی در قالب یک مجموعه 165 صفحهای جمعآوری شده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: "میثم، چقدر از او بد میگفتند. هر کس که برای گذراندن دوره آموزشی به پادگان امام حسین (ع) در تهرانپارس میرفت از او بد میگفت. بد که نه، فحش می داد. از سختگیریهایش میگفت و از داد و فریادش. ولی آخرش چیزهای دیگر هم میگفتند. خیلی چیزها خلاف حرفهای اول خودشان. کسی او را به اسم اصلی صدا نمی زد. یعنی نمیدانستند. معروف بود به میثم. میثم چی؟
هیچکس نمیدانست. همین. شاید جرات نمیکردند بپرسند فامیلیاش چیست. با همه ترسی که از او در وجودم سرازیر شده بود خیلی دوست داشتم ببینمش. کنجکاو شده بودم. از آن کنجکاویهای دوران جوانی که چه بسا سرآدم را به باد میداد. ولی ارزش داشت که سری را بشکافی و شکافتم. میگفتند چند وقت دیگر عملیات است. عملیاتی اشکی. سخت سخت. آنقدر سخت که اشک آدم را در میآورد. کسی نمیدانست کجاست ولی از فشارهایی که میثم میآورد میشد فهمید عملیات بعدی باید خیلی سخت باشد که او تلاش داشت توان و استقامت نیروها را بالا ببرد و میبرد."

منبع: تسنیم


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















