شناسه خبر : 44021
سه شنبه 17 فروردين 1395 , 09:26
اشتراک گذاری در :

در تنهایی به خدا می رسیم!

به یاد سردارشهید"سیدمحمد حسین علم الهدی"

شهید "سید محمد حسین علم الهدی" فرزند آیة الله حاج سید مرتضی علم الهدی(ره) به سال 1337 در اهواز پا به عرصه گیتی نهاد. وی به آموزش قرآن پرداخت و با تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی و جلسات تدریس قرآن در مساجد اهواز فعالیت های خود را آغاز کرد.

هنگام نمایش سیرک مصری در اهواز که در آن رقاصه‌های مصری برای تخدیر افکار و به فساد کشیدن مردم ما شرکت داشتند، لانه فساد آنها را بطوری که به هیچ کس آسیبی نرسد آتش زد. در عاشورای سال بعد یکی از مؤثرترین عناصر تشکیل دهنده راهپیمایی این روز بود که پس از راهپیمایی دستگیر و روانه زندان شد .

او در رشته تاریخ دانشگاه مشهد ثبت نام کرد و از همان اول با حوزه علمیه مشهد تماس نزدیک داشت و با روحانیون مبارزی چون امام خامنه‌ای، طبسی و هاشمی نژاد آشنا شد.

نفوذ کلامی حسین به گونه‌ای بود که استادان چپی و شاهنشاهی در هر کلاسی که حسین شرکت می‌کرد، نمی‌رفتند.

حسین علم‌الهدی اکثر روزها را روزه می‌گرفت و در بسیاری از شبها برای مناجات به حرم مطهر حضرت امام رضا می‌رفت.

در موقع مطرح ساختن پیش نویس قانون اساسی در مجلس خبرگان، با کمک یکی از برادران طرح ولایت فقیه را تنظیم کرد و به نماینده اهواز در مجلس خبرگان داد. ضمناً با فرمان امام برای نهضت سوادآموزی مدیریت آن را به عهده گرفت.

در آغاز جنگ بعنوان مسئول، روزانه صدها نفر را با نظم دقیق و کامل تقسیم و اعزام می‌کرد و با این مشغله زیاد روزی یک ساعت به رادیو اهواز رفته و برنامه‌ای پیرامون غزوات پیغمبر اجرا می‌کرد و با کلام آتشین و زیبای خود عامل تشویق سربازان و پاسداران و مردم برای مقاومت علیه کفار بود . او در شبیخونهای شبانه به دشمن ،با کمک برادران دیگر نقش فعال داشت.

از میان همه ی افراد گروهها فقط او زنده مانده بود که با قامت استوار از جا بلند شد و به خاکریز دیگر رفت. در حالی که دو گلوله آر . پی . جی در دست داشت  پشت خاکریز خوابیده بود و پس از مدتی اولین گلوله اش را شلیک کرد. در این زمان چهار تانک به ده متری خاکریزش نزدیک شده بودند. او آخرین گلوله خود را رها کرد و سه تانک باقیمانده همزمان به طرف خاکریز حسین شلیک کردند و جسد پاک و مطهرش به هوا پرتاب شد و به آرزوی دیرینه و حقیقی خود که همان وصال محبوب ازلی و ابدی است دست یافت . اینگونه بود که در دی ماه سال 60 بر اثر خیانت بنی صدر خائن در یک پاتک ، عراقی ها 120 نفر از بهترین یاران امام را مظلومانه به شهادت رسانیدند.

بخشی ا ز یادداشتهای شهید:

 خدایا! این سرزمین پاک در دست ناپاکان است ، در همین 20 کیلومتری من در همین تاریکی شب علی به نخلستان می رفت فاطمه وضو می گرفت پیامبر به سجده می رفت و حسن و حسین به عبادت می پرداختند. این خانه ی کوچک، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است، فریاد است، غوغاست ... تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است. خدایا! این خانه کوچک را بر من مبارک گردان.

 در این چند روز با خاک انس گرفته ام، بوی خاک گرفته ام، رنگ خاک گرفته ام، حال می فهمم که چرا پیامبر علی ابن ابیطالب را ابوتراب نامید. خدایا! اگر من در دل سنگرم تو در دل من و در دل سنگر هر دو حضور داری. لحظات چگونه می گذرد، عبور زمان مانند عبور آب بحری از جلوی چشمان کاملا" ملموس است. اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پر طپش است، یک دل خاکی است در زمین خدا، در متن پاکی نمی تواند تکرار پذیر باشد آری ... تنها موهبتی است الهی. در تنهایی از تنهایی بدر می آییم، در تنهایی به خدا می رسیم ... و در سنگر تنها هستم ...

 

 

کد خبرنگار: 23
اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi