21 شهريور 1405 / ۲۹ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 48599
پنجشنبه 28 مرداد 1395 , 10:15
پنجشنبه 28 مرداد 1395 , 10:15


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

مدارک پزشکی در زایشگاه!
محمدرضا کاکاویسی- سلامتی برای همه رزمندگان جانبازان دوران تاریخی دفاع مقدس که نامش سر زبان مسئولین و به فراموشی سپردن دلاورمردان
حقیر جانباز 20درصد هستم. درسال 1390 کمیسیون پزشکی رفتم. مدارک پزشکی اون زمان بیمارستان تبریز بود بخشی که بستری بودم زایشگاه بوده.
روی سربرگ های بیمارستان آرم سربرگ نوشته بود: زایشگاه علوی.
پزشک کمیسیون پزشکی بنده را مسخره می کرد که چرا مدارک پزشکی مال زایشگاه است؟ خبرنداشت زمان جنگ، بیمارستان ها جا نبود! کف راهرو و همان زایشگاه بستری می شدیم!
کد خبرنگار: 20
01
پاسخ
بنده خدا شما هم میگفتی رفتم جای ننت بزام . گلابی .
00
برادر درسته در زمان جنگ به خاطر کمبود جا زمان عملیاتها در بخش زایشگاه هم بستری می کردنند خود بنده که جانباز هستم در اول فروردین61 در عملیات فتح المبین در منطقه دشت عباس گلوله به پنجه پای راستم اصابت کرد و مجروح شدم و در شهر اراک در بیمارستانی که نامش را نمی دانم همراه یکی از همرزمان در بخش زایمان بستری شدم و بعد از دو روز مرخص شدم و به دلیل سرباز بودن به پزشک ارتش در بیمارستان خانواده مراجعه کردم و پزشک در اول گفت خودت تیر به پات زدی در جواب گفتم خیر بنده می توانستم معافیت پزشکی بگیرم و تنها راه برای حضور در جبهه در اول جنگ خدمت سربازی بود چون هنوز بسیج تشکیل نشده بود وپزشک ارتش یک ماه مرخصی استعلاجی داد تقریبا یک روز مانده به پایان مرخصیم همرزمان اطلاع دادنند که عملیاتی می خواهد شروع شود اگر می خواهی در عملیات باشی زودتر بیا بنده به پزشک ارتش مراجعه کردم و پزشک یک هفته دیگر به خاطر ورم پنجه پایم مرخصی نوشت و من به ایشان گفتم که باید به منطقه برگردم و خواهشا مرخصی راکنسل کن و پزشک هم وقتی اصرار مرا دید بنده را مرخص کرد و بنده به جبهه برگشتم و دهم اردیبهشت عملیات بیت المقدس اغاز شد و اینجانب در 20 اردیبهشت بر اثر اصابت ترکش خمپاره و موج انفجار و اتش گرفتن مهمات ارپی جی7 همراه خودم به شدت مجروح شدم و هفت ماه مستمر در بیمارستان بستری بودم و بالاخره بغد از دو سال درمان با کم لطفی کمسیون بنیاد و نادیده گرفتن نقص پنجه پای راست و محدویت خم شدن زانوی پای چپ و سوختگی کتف راست علیرغم مدارک بیمارستانی معتبر و صورتجلسه سانحه ارتش با 35 درصد جانبازی ماحرای بنده تمام شد .
نظری بگذارید


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















