08 خرداد 1405 / ۱۲ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 48993
سه شنبه 09 شهريور 1395 , 12:06
سه شنبه 09 شهريور 1395 , 12:06


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


جانبازی که به مسافران قافله شهادت غبطه می خورد
حمید اعتماد جانباز روشن دل دفاع مقدس با بیان این که من به عنوان نیروی داوطلب بسیجی وارد صحنه دفاع مقدس شدم گفت: پس از اعزام، در لشگر 27 محمد رسول الله، گردان مالک به مدت سه ماه در قسمت بهداشت و درمان فعالیت داشتم و پس از آن تا زمان جانبازی در گردان رزمی مالک فعالیت داشتم.
وی در پاسخ به این سوال که از رفتن به جبهه های جنگ تحمیلی چه انگیزه ای داشتید تصریح کرد: در آن زمان شغل پدرم چوب و مبلمان بود، من هم پس از اخذ دیپلم در کنار او مشغول به کار شدم تا این که یکی از دوستان قدیمی ام را که در جبهه های غرب فعالیت داشت را دیدم ، او لباس مقدس سپاه را بر تن داشت، او گفت که در سپاه مشغول به کار شده است، زمانی که دلیل کارش را پرسیدم گفت: در حال حاضر شرایط کشور به گونه ای است که برای دفاع از میهن نیاز به امثال ما است که این سخنان انگیزه ای برای من شد.
این جانباز روشن دل دفاع مقدس با اشاره به تاکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر " اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل" با ذکر خاطره ای در این رابطه گفت: سال 1364 عملیات والفجر 8 و عملیات فاو به گونه ای بود که بچه ها باید از اروند رد می شدند و شبه جزیره فاو را آزاد می کردند، در شب عملیات، 2 گردان رزمی و مالک آنجا بودند و من مسئول دسته بودم، یک سایت موشکی را آزاد کردیم، زمانی که من می خواستم از طریق آر پی جی به سمت سنگر عراقی ها شلیک کنم یکی از سرباز های عراقی با اسلحه سیمینف مرا مورد اصابت گلوله قرار داد که به انگشت سبابه دست راستم برخورد کرد و مجروح شدم.
وی ادامه داد: در پدافند کارخانه نمک ما آفند و پدافند داشتیم که فاصله بسیار کمی با عراقی ها داشت تا حدی که صدای بعثی ها را می شنیدیم، به شکلی که جاده ها را شکافته بودند و با عراقی ها چهره به چهره بودیم، و آسفالت بالای سرمان را می دیدیم، سنگر های جانبی زده بودند، 24 ساعت و 48 ساعت نیروهایشان جا به جا می شدند، ما نیروها را پیاده کردیم و نوبت گردان گروهان ما شد، محمود پیر بداغی معاون گروهان به من که مسئول دسته دوم بودم گفت که نگران حال بچه ها هستم، زیرا مهمات و تجهیزات جنگی ما کمتر از دشمن بود و خاکریز هم دست آنها و دستمان خالی بود. از رفت و آمد زیاد آنها خاکریز پایین آمده و نیروهای من در تردد بودند و آنها با سیمینف بچه ها را مورد اصابت قرار می دهند، و این اتفاق نگاه مدیریت جهادی بود که معاون گروهان بیشتر از آن که نگران خویش باشد نگران بچه ها بود، همان شب او از طریق انفجار به وسیله عراقی ها به درجه اعلای شهادت رسید.
اعتماد جانباز دفاع مقدس در واکنش به این سوال که پس از گذشت سال ها از دوره مجاهدت خود در جنگ تحمیلی از راهی که انتخاب کردید پشیمان شده اید یا خیر اذعان داشت: خیر بیشتر غبطه می خورم که چرا از آن قافله جا مانده و به خط پایان مسابقه عشق و ایثار نرسیده و توفیق شهادت نداشتم، اما در حال حاضر بنا به گفته رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه " امروز زنده نگاه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست" در زمینه فرهنگی ، جنگ نرم و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت فعالیت دارم.
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به رشادت های جنابعالی در دوران دفاع مقدس آیا تمایل دارید که فرزندان شما در جبهه جنگ سوریه مدافع حرم باشند اظهار داشت: بله، البته مدافعین حرم افرادی فریخته و شجاع هستند زیرا ما در زمان جنگ از میهن خود دفاع می کردیم، ولی حالا جوانان برای دفاع از خاک یک کشور دیگر از جان خود می گذرند، باید قدردان آنها و خانواده هایشان باشیم که چنین فرزندانی تربیت کرده اند.
وی درپایان با یادآوری سرودی مبنی بر " عاقبت با لطف حق دوران مهدی می رسد/ می دهد این دل گواهی پیر ما سید علی/ پرچم از دست تو بر دستان مهدی می رسد" گفت: باید قدر میهن خود را بدانیم، این امنیت را مدیون شهدا، آزادگان و جانبازان جمهوری اسلامی ایران باشیم، همچنین بنا بر توصیه شهدا، پیرو خط ولایت فقیه باشیم تا به این واسطه راه درست را انتخاب و به منزلگاه عشق و ایثار برسیم.
گفتنی است حمید اعتماد جانباز روشن دل 70 در صد دفاع مقدس متولد 20 مهر ماه 1336، درسال 1363 از طریق نیروهای داوطلب بسیجی عازم جبهه شد، در آنجا مسئول آر پی جی بود و همچنین مسئولیت دسته را نیز بر عهده داشت پس از فعالیت های متعدد در خط مقدم، یک چشم خود را در عملیات کربلای 1 و چشم دوم خود را در کربلای 5 از دست می دهد و جانباز می شود، سال 1365، پس از بازگشت از جبهه های تحمیلی در سال 1366 ازدواج می کند که ثمره این ازدواج 2 پسر و 2 دختر است.
همچنین این جانباز ایثارگر پس ازدواج تا مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل در رشته علوم سیاسی پرداخت و در حال حاضر در مجموعه بنیاد شهید و امور ایثارگران، معاون فرهنگی مدیریت پیام آوران ایثار را به عهده دارد.
منبع: حیات

















