05 مرداد 1405 / ۱۱ صفر ۱۴۴۸
شناسه خبر : 51392
یکشنبه 19 دي 1395 , 09:11
یکشنبه 19 دي 1395 , 09:11


جنگ شناختی - نظامی و این پویش ۲۰ ساله
محمد ایمانی
وعدههای۳ روزه که بر باد رفت
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«ملت مبعوث» از منظر قرآن کریم
هاشم اسدی
سپر مقابله با جنگ شناختی
حمیرا حسینی یگانه
آمریکا؛ سه فرار نظامی در ۱۹ روز
سعدالله زارعی
خون جاری در میناب، سند رسوایی مدعیان حقوق بشر
حمیدرضا مرادی
آمریکا مجددا درخواست آتشبس کرد!
هاشم اسدی
اتحاد هژمونیک غرب علیه موجودیت ایران
میلاد رضایی
«گربهگاه» هرمز؛ گرهگاه انرژی جهان در پیچ تاریخ
علیرضا رجائی
یک قاب عکس از جولانی
سید محمدعماد اعرابی
وحدت، مؤلّفه اربعین تمدنی
حمید احمدی


نبرد تن با گلوله تانک و خمپاره
سی سال پیش در چنسن شبی یکی از سخت ترین عملیاتهای دفاع مقدس آغاز شد. عجب شبی بود آن شب! چه دلهره آور بود نبرد با تیر مستقیم تانک و دوشکا و خمپاره ۶۰ که هر سانتیمتر زمین را ده ها بار شخم می زد.
جانباز فیروز احمدی، از دیده بان های لشگر 10 سید الشهدا در متن کوتاهی درباره عملیات کربلای 5 نوشت:
سی سال پیش در چنسن شبی یکی از سخت ترین عملیاتهای دفاع مقدس آغاز شد. عجب شبی بود آن شب! چه دلهره آور بود نبرد با تیر مستقیم تانک و دوشکا و خمپاره ۶۰ که هر سانتیمتر زمین را ده ها بار شخم می زد.

چه تکه های بزرگی از بدن همچون دست و پا و سر نفر جلویی بر صورت و تنت می خورد و باز رو به جلو حرکت می کردی. افسانه و قصه و خواب نبود. رستم و زال و کاوه و آرش نبود. جوان هفده ساله بود و ایمان و غیرت و شجاعت و چه سلحشوران بزرگی آن شب و شب های بعد عروج کردند. امروز هم بعد از سی سال دو کلمه از سلول سلول بچه های جنگ جدا نمی شود، کربلای ۵ و شلمچه...
شادی روحشان صلوات..


خاطرهای از زیارت عتبات توسط آزادگان
علیاکبر امیراحمدی
تیربارچی قهار با آستین خالی
جعفر طهماسبی
اسلحه همه خراب شد الا مریم امجدی
مریم امجدی زنجانی
و فردا چه سرنوشتی در انتظار ماست....
علیرضا ضابطی سیستان
















با گوشت و پوست استخوان کربلای پنج را لمس کردم.
فرمانده ام با یک خمپاره تکه تکه شد و زره زره بدنش روی کلوخهای خاکریز و روی لباسهای
بچها ریخته بود . از بدن مطهرش دو مچ پا پیدا کردیم.
با ترکش همان خمپاره سر دوستم جدا شده بود و از روی خاکریز غطیده بود به جای پاهایش و خورده کلوخها به رگهای بریده سرش چسبیده بودند .
ما کربلای حسین ع را دیدیم و در آن شرکت کردیم.
آهای مسولان مواظب باشید رزمنده گان از شما راضی باشند و گرنه روز قیامت بد جور باید حساب پس دهید.
من بعنوان رزمنده و مجروح جنگی و برادرغواص شهید از شما ناراضی هستم .
کربلای جهار برادرم مفقود شد و کربلای پنج خودم مجروح .
مردم آیا این رفتار با ما ایثارگران جوانمردانه است . اکثر ایثارگران از بنیادشهید ناراضی هستند.