22 تير 1405 / ۲۷ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 51745
شنبه 09 بهمن 1395 , 11:02
شنبه 09 بهمن 1395 , 11:02


وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی
هرمز، امنیت انرژی و آینده نظم منطقهای
علیرضا رجائی
ایران و العراق لایمکنالفراق
هاشم اسدی
مراقب عملیات فریب «۱۱ سپتامبر» باشیم!
بوالفضل درخشنده
جای خالی چند نقطه در فهرست اهداف!
حسین شریعتمداری

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

کارنامه اعمال فرزندم تنها«شهادت»را کم داشت
صبح امروز پنجشنبه (7 بهمن) مراسم تشییع پیکرهای سه شهید مدافع حرم فاطمیون و گرامیداشت شهدای آتشنشان حادثه پلاسکو در مشهد برگزار شد.
«حسن محمدی»، «عبدالله حفار» و «محمدرضا مهدیزاده» شهدایی بودند که پیکرهایشان امروز در مشهد تشییع شد.
این سه مدافع حرم چندی پیش در سوریه و در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسیدند و پیکرهایشان تا مدتی مفقود بود.
«مریم فقیری» مادر شهید «حسن محمدی» که پیکر فرزندش پس از مدتها به آغوش خانواده بازگشته است در خصوص نحوه اعزام فرزندش به سوریه گفت: حسن 19 سال داشت که اولین بار بهمن سال گذشته به سوریه رفت. پسرم تنها نان آور خانهام و استاد گچکار بود و شاگرد داشت. همه چیز خوب بود تا اینکه به سوریه رفت و دیگر برنگشت. تمام دفاتر و مکانها را به دنبالش گشتم اما هیچکس اطلاعی از او نداشت.
مادر شهید محمدی افزود: بنیاد شهید اعلام کرده بود تا نتواند اثبات کند که کسی به شهادت رسیده او را شهید اعلام نمیکند.
این مادر شهید ادامه داد: تا به امروز بیتاب پسرم بودم اما 7 روز است که به من خبر دادهاند پسرم عاقبت بخیر شده و از حرم عمه جانش به نزد ما بازگشته است.
«فاطمه حفار» مادر شهید «عبدالله حفار(توکلی)» نیز در مورد فرزند شهیدش گفت: من ایرانی هستم و عبدالله حفار نیز پسرم است. پدرش افغانستانی و روحانی است. عبدالله نیز روحانی و امام جماعت مسجد بود. عبدالله به مسایل دینی خیلی حساس بود، به روزه و نماز و واجبات تا احترام به پدر و مادر اهمیت میداد و در کارنامه اعمال خویش تنها شهادت را کم داشت.
مادر این شهید مدافع حرم در خصوص خصوص چگونگی اعزام فرزندش به سوریه گفت: عبدالله 30 ساله بود که گفت میخواهم برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) به سوریه بروم و فروردین ماه سال گذشته با فاطمیون به منطقه اعزام شد که به شهادت رسید و تاکنون کسی از او خبر نداشت، با این وجود من می دانستم که شهید شده زیرا فیلم شهادت و پیکرش را که توسط تکفیریها منتشر شده بود، دیده بودم. 2 روز است رسما اعلام شده است که پیکر پسرم را تفحص کرده و به کشور بازگرداندهاند.
«بیبی شیرین حسینی» مادر شهید «محمدرضا مهدیزاده» نیز در توصیف فرزندش گفت: من مادر شهید محمدرضا مهدیزاده هستم. پسرم از سادات حسینی است و حسینوار زندگی کرد و حسینی وار به شهادت رسید. محمدرضا تنها پسرم بود که آن را تقدیم حضرت زینب(س) کردم. اول ماه رمضان رفت و در محرم امسال به شهادت رسید و در آستانه شهادت مادرمان حضرت زهرا(س) پیکرش تفحص شد.
این مادر شهید با گلایه از برخی کنایههای مردم به خانواده شهدا افزود: برای کسانی که میگویند این شهدا برای پول میروند میگویم که پسرم اینجا کارگاه تولیدی پوشاک داشت و دارای همسر و چهار فرزند بود. فرزند بزرگ و تنها پسرش 13 ساله است و کوچکترین فرزندش دختری است که پس از پدرش متولد شده و 7 ماهه است. پسرم به عشق عمهمان از زن و فرزند و شغلش و پدر و مادری پیر گذشت و رفت.
«مریم فقیری» مادر شهید «حسن محمدی» که پیکر فرزندش پس از مدتها به آغوش خانواده بازگشته است در خصوص نحوه اعزام فرزندش به سوریه گفت: حسن 19 سال داشت که اولین بار بهمن سال گذشته به سوریه رفت. پسرم تنها نان آور خانهام و استاد گچکار بود و شاگرد داشت. همه چیز خوب بود تا اینکه به سوریه رفت و دیگر برنگشت. تمام دفاتر و مکانها را به دنبالش گشتم اما هیچکس اطلاعی از او نداشت.
مادر شهید محمدی افزود: بنیاد شهید اعلام کرده بود تا نتواند اثبات کند که کسی به شهادت رسیده او را شهید اعلام نمیکند.
این مادر شهید ادامه داد: تا به امروز بیتاب پسرم بودم اما 7 روز است که به من خبر دادهاند پسرم عاقبت بخیر شده و از حرم عمه جانش به نزد ما بازگشته است.
«فاطمه حفار» مادر شهید «عبدالله حفار(توکلی)» نیز در مورد فرزند شهیدش گفت: من ایرانی هستم و عبدالله حفار نیز پسرم است. پدرش افغانستانی و روحانی است. عبدالله نیز روحانی و امام جماعت مسجد بود. عبدالله به مسایل دینی خیلی حساس بود، به روزه و نماز و واجبات تا احترام به پدر و مادر اهمیت میداد و در کارنامه اعمال خویش تنها شهادت را کم داشت.
مادر این شهید مدافع حرم در خصوص خصوص چگونگی اعزام فرزندش به سوریه گفت: عبدالله 30 ساله بود که گفت میخواهم برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) به سوریه بروم و فروردین ماه سال گذشته با فاطمیون به منطقه اعزام شد که به شهادت رسید و تاکنون کسی از او خبر نداشت، با این وجود من می دانستم که شهید شده زیرا فیلم شهادت و پیکرش را که توسط تکفیریها منتشر شده بود، دیده بودم. 2 روز است رسما اعلام شده است که پیکر پسرم را تفحص کرده و به کشور بازگرداندهاند.
«بیبی شیرین حسینی» مادر شهید «محمدرضا مهدیزاده» نیز در توصیف فرزندش گفت: من مادر شهید محمدرضا مهدیزاده هستم. پسرم از سادات حسینی است و حسینوار زندگی کرد و حسینی وار به شهادت رسید. محمدرضا تنها پسرم بود که آن را تقدیم حضرت زینب(س) کردم. اول ماه رمضان رفت و در محرم امسال به شهادت رسید و در آستانه شهادت مادرمان حضرت زهرا(س) پیکرش تفحص شد.
این مادر شهید با گلایه از برخی کنایههای مردم به خانواده شهدا افزود: برای کسانی که میگویند این شهدا برای پول میروند میگویم که پسرم اینجا کارگاه تولیدی پوشاک داشت و دارای همسر و چهار فرزند بود. فرزند بزرگ و تنها پسرش 13 ساله است و کوچکترین فرزندش دختری است که پس از پدرش متولد شده و 7 ماهه است. پسرم به عشق عمهمان از زن و فرزند و شغلش و پدر و مادری پیر گذشت و رفت.
در ادامه تصاویری از مراسم تشییع پیکرهای این شهدا را میبینید:







خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















