08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 65988
یکشنبه 22 ارديبهشت 1398 , 11:46
یکشنبه 22 ارديبهشت 1398 , 11:46


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
خدا خودش کمک میکند
ماه رمضان بود و پسرم 10 سال بیشتر نداشت که تمام روزها را روزه میگرفت. یک بار به مادرش گفتم: «عباس خیلی کوچیکه و حالا زوده تا روزه بگیره، امشب برای سحری بیدارش نکن.»
آن شب او را بیدار نکردیم.
فردایش وقتی عباس بیدار شد، مادرش برای او صبحانه آماده کرد؛ ولی از خوردن امتناع کرد. گفت: «روزهام.»
گفتم: «پسرم شما سحری نخوردی و نمیتونی امروز رو از گرسنگی طاقت بیاوری.»
اما خیلی جدی جواب داد: «اگه نتونم این روز رو بدون سحری روزه بگیرم، پس نمیتونم در کارهای دیگرم موفق باشم. خدا خودش بهم کمک میکنه.»
آن روز، حتی یک دفعه هم ندیدم که عباس شکوه کند یا بگوید گرسنهام! تا افطار با بچهها بازی کرد و روزهاش را نگه داشت.
بر اساس خاطرهای از شهید عباس بهنام تقدسی
راوی: علی اکبر بهنام تقدسی، پدر شهید
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















