20 خرداد 1405 / ۲۴ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 70362
چهارشنبه 08 آبان 1398 , 08:49
چهارشنبه 08 آبان 1398 , 08:49


شکستی که اسرائیل برای خود ساخت
اسماء خواجهزاده
زمانهای که اراذل بر افاضل مقدم شدهاند
امیرحسین ثابتی
دیپلماسی خارجی در سایه بحرانهای داخلی
علیرضا جائی
خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

شعبه بانک دی یا مجلس دورهمی؟
یک جانباز - امروز برای سومین بار به شعبه بانک دی سعادت آباد مراجعه کردم چیزی که در هر سه بار مراجعه به این شعبه جلب توجه میکرد این بود که کارمندان این شعبه محیط کار را با یک مجلس دور همی اشتباه گرفته بودند و دائما" در حال شوخی و بگو بخند و تمسخر همدیگر و رفتارهای کودکانه بودند. چیزی که شما نمی توانید در هیچ بانکی چه خصوصی و چه دولتی ببینید.
ارباب رجوع وقتی وارد بانک می شود انتظار دارد با یک محیط منظم و رسمی مواجه شود که انجام کار مشتری در اولیت اول قرار دارد ولی متاسفانه این بانک (حداقل این شعبه) به این صورت نیست.
جو این شعبه نه تنها برازنده یکی از زیرمجموعه های بنیاد شهید و امور ایثارگران نیست، حتی برازنده یک محیط اداری هم نیست.
کد خبرنگار: 20
01
پاسخ
سلام آقارضاجانبازعزیز اگرمشاهدات شماچیزی غیرازآنی که فرموده مشاهده میکردیدبایستی تعجب میکردی خوب وقتی بانک دی وبیمه دی عمده سهامدارانش مدیران ارشدوشایدهم میانی بنیادشهیدوامورایثارگران میباشندمعلومست پرسنلش هم ازفرزندان همان مدیران میباشندکه بچه ننه های تازه بدوران رسیده که درنهایت دیپلم راهم بزورپارتی گرفته اندانتظاربیجایست که بسیاری ازاین لوس وننرها وتازه بدوران رسیده بخواهی که درک درستی داشته باشندمگرپدرانشان غیرازاین عمل نموده اندپدراتی که درپشت میکروفنها وجلوی لنزدوربینها خودشان را خادم جامعه هدف مینامند ولی دراصل خائن هستندوخیانت واختلاس سرلوحه کارشان هست پس آقارضانه ازبچه ها دلگیرشو ونه توقع داشته باش که پدرانشان برای جامعه ایثارگری که برصندلی های تکیه زده اندکه خون رشیدترین جوانان سرزمینمان ودست وپاهای قطع شده بررویشان قرارگرفته انتظاری بس عبس میباشدکه به جامعه هدف وجانبازان رسیدگی کننداین دولت که در راسش جناب پرزیدنت فریدون جلوس کرده اندازهمان روزاول دشمنی خودشان راباجامعه هدف خصوصاًجانبازان علنی کرده اندآقارضاجانبازعزیزمارابه خیراینان امیدی نیست فقط دعا کن شرمرسانند،قربانت یکی ازهزاران جانبازستمدیده این دولت
بنده از جانبازان 70 درصد ساکن شهرستان می باشم.
در اواخرمهرماه در بیمارستان خاتم بستری و اوایل آبانماه پزشک معالجم بنده را مرخص کرد و چون روز تعطیل بود برای بازگشت به شهر خودم دسترسی به خودرو بنیاد نداشتم.
پزشک معالجم برایم گواهی کرد که برای بازگشت به شهرستان که 3 ساعت با تهران فاصله داشت نیاز به آمبولانس دارم و هنگامی که به مسئولان آمبولانس بیمارستان خاتم مراجعه کردم ابراز داشتند خودرو آمبولانس موجود است اما چون شما همراه ندارید از دادن سرویس معذورند.
گفتم این چه مسخره بازی است؟
بنده چند روز بدون نیاز به همراه در بیمارستان بستری بودم ولی حالا از کجا همراه بیاورم؟
جوابی به من ندادند و از دادن آمبولانس به بنده خود داری کردند.
این قوانین مسخره و مضحک از کجا آمده ؟
ولی متاسفانه این قوانین پا برجاست.
در آخر از جلوی بیمارستان یک ماشین گرفتم و رفتم ترمینال و از آنجا با سواری به شهر خودمان برگشتم .
در اواخرمهرماه در بیمارستان خاتم بستری و اوایل آبانماه پزشک معالجم بنده را مرخص کرد و چون روز تعطیل بود برای بازگشت به شهر خودم دسترسی به خودرو بنیاد نداشتم.
پزشک معالجم برایم گواهی کرد که برای بازگشت به شهرستان که 3 ساعت با تهران فاصله داشت نیاز به آمبولانس دارم و هنگامی که به مسئولان آمبولانس بیمارستان خاتم مراجعه کردم ابراز داشتند خودرو آمبولانس موجود است اما چون شما همراه ندارید از دادن سرویس معذورند.
گفتم این چه مسخره بازی است؟
بنده چند روز بدون نیاز به همراه در بیمارستان بستری بودم ولی حالا از کجا همراه بیاورم؟
جوابی به من ندادند و از دادن آمبولانس به بنده خود داری کردند.
این قوانین مسخره و مضحک از کجا آمده ؟
ولی متاسفانه این قوانین پا برجاست.
در آخر از جلوی بیمارستان یک ماشین گرفتم و رفتم ترمینال و از آنجا با سواری به شهر خودمان برگشتم .
سلام. دوست محترم بانک دی کرمانشاه هم دقیقآ مثل قهوه خانه است ودرکل اهمیتی به ارباب رجوع نمی دن فقط بفکر چای خوردن وشوخی خنده هستن در کل هم بنیادو هم بیمه وبانک دی.فقط بنام ایثارگران هستندولی بکام کارمندان است همه شان ازحقوق بالا وزندگی اشرافی برخوردارن و ایثارگران چون حقوقشان کم است وهمچون کارمندان حمایت نمی شوند درفقر کامل بسرمی برند ...درکل بدشان از جانبازان میاد ولسلام
نظری بگذارید


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















