شناسه خبر : 75307
شنبه 17 خرداد 1399 , 09:35
اشتراک گذاری در :

به مزار این دوقلوهای شهید سر بزنید / عکس

به گزارش مشرق، گذرتان به بهشت زهرا تهران افتاد حتماً بر سر مزار این دوقلوهای شهید بروید! برادران دو قلوی شهیدی که هیچ‌گاه مادر و پدری زائر مزارشان نبوده است!!
بخوانید قصه مظلومانه برادران دو قلو شهید دفاع مقدس از شیرخوارگاه تا آسمان شهیدان ثابت و ثاقب شهابی نشاط.

نوجوان‌هایی که سال ۶۱ امدادگران خستگی‌ناپذیر گردان سلمان بودند. عملیات مسلم ابن عقیل در منطقه سومار اولین‌باری بود که آنها پا به جبهه گذاشته بودند. همرزمان این دو شهید می‌گویند وقتی نامه‌ به خط مقدم می‌آمد، معمولاً ثابت و ثاقب غیبشان می‌زد! یک‌بار یکی از رزمندگان متوجه شد وقتی همه گرم نامه خواندن هستند و خبر سلامتی خانواده و عکس‌هایشان را با وجد نگاه می‌کنند، دوقولوها دست در گردن هم در کنج سنگر، گریه می‌کنند.
بعدها که موضوع را جویا شدم، فهمیدم آنها بی‌سرپرست هستند و هر بار دل‌شان می‌شکند که کسی آنسوی جبهه چشم انتظارشان نیست. عکس‌های کودکی و زنبیل قرمزی که در آن سر راه گذاشته شده‌اند را بغل کرده گریه می‌کنند.

چندی بعد ثاقب در مجتمع نگهداری خودش به دلیل مجروحیت دعوت حق را لبیک گفته و ثابت نیز بعد از چند سال تحمل مجروحیت از استنشاق گازهای شیمیایی به نزد برادر می‌شتابد و او نیز شهد شهادت را می‌نوشد.

روزی شخصی ثاقب و ثابت را پشت به یکدیگر داخل آن زنبیل کوچک قرمز رنگ گذاشته بود و زیر شرشر باران کنار درب ورودی بهزیستی رهای‌شان کرده بود. حال درد نان بود یا درد جان،کسی نمی‌دانست.

از آن پس بود که آن زنبیل کوچک شد تنها یادگاری از مادر ندیده‌شان.


ثاقب و ثابت سالها از کرمانشاه و غرب کشور گرفته تا اهواز و خرمشهر، به هر کجا که اعزام می‌شدند، در درون ساکشان اعلامیه‌هایی را به همراه داشتند که عکسی از دوران کودکی‌شان به همراه دست نوشته‌ای بود که به در ودیوار شهرها می‌چسبانیدند:

"مادر، پدر! از آن روز که ما را تنها در کنار خیابان رها کردید و رفتید سالها می‌گذرد. حال امروز دیگر ما برای خودمان مردی شده‌ایم ولی همچنان مشتاق و محتاج دیدار شماییم..."

اما هیچگاه روزی فرا نرسید که قاب عکسی باشد و عکسی از ثاقب و ثابت وخانواده‌شان در کنار یکدیگر.
آنچه که امروز از ثاقب و ثابت شهابی نشاط باقی است، ۲ قبر مشکی رنگ شبیه به هم و در کنار هم در قطعه ۵۰ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) است.

اگر گذارمان به گلزار شهدای بهشت زهرا افتاد، جایی ما بین قبور قطعه ۵۰، ردیف ۶۷، شماره ۱۹ وردیف ۶۶ شماره ۱۹، دو برادر شهیدی آرام کنار یکدیگر خفته اند که شب‌های جمعه، هیچ‌گاه مادر و پدرشان زائر مزارشان نبود.

اینستاگرام
برادران شهیدم همیشه به یادتون خواهم بود
لطفاً دست مارا هم بگیر و شفیع ما در روز بی کسی ما باشید
سلام به این دو شهید بزرگوار روحشون شاد و همنشین اباعبدالله الحسین ع باشند چند سال پیش در کانالی اسم این دو شهید و زندگینامشون خوندم و جایی در دفتر نوشتم ادرس مزارشون تا اینکه بعد از ۶ الی ۷ سال برای زیارت شابدالعظیم حسنی ع امدیم تهران از قبل سفر گفتم هر جور شده سر خاک این دو شهید بروم و وقتی پیدا کردم خیلی خوشحال شدم و عکسی برای یادگاری گرفتم اما حیف که دلم می خواست دو سه ساعت بشینم . چون وقت کم بود و عازم برگشتن بودیم فقط از خوشحالی که پیداشون کردم و فاتحه ای خوندم انگار به ارزویم رسیدم و گفتم خدایا همین که خوشحال شدم و توفیق پیدا کردم همین را ازم قبول کن و شفاعت این دو شهید را شامل حالمان کن . و باز آرزو دارم توانایی داشته باشم و طلبیده بشوم به سفر و دوباره سر خاکشون برم .اینها نور و چراغ کشور ماهستند به خصوص که تنها و بی کس بودند . امیدوارم همه عاقبت به خیر شوند . و فرزندان این شهید الباقیات والصالحات باشند برای پدرشون و برای جوانهای ما هم دعا کنند.
خیلی دوست دارم برم زیارت این عزیزان . خیلی مدیون این شهدا هستیم وقتی دلم از بی کسی میگیره میگم برادران شهیدم رو دارم که زنده تر از هر زنده ای هستن
من رفتم قطعه پنجاه سر مزار شهید سجاد زبرجدی و شهدای مدافع حرم، که ی نفر از زائرین گفت از طرف شهید زبرجدی بریم سر قبر دوتا شهید یتیم و چند نفری رفتیم سر مزار برادران شهید شهابی نشاط که همون قطعه پنجاه هست و همون دوستی که ما رو دعوت کرد شروع کرد به روضه‌ خواندن و سر قبر کمی شلوغ شد و گفت منم چند وقت پیش با این برادران شهید آشنا شدم و آمدم سر مزارشون و بعد قرائت فاتحه و آداب زیارت، یک خواسته ازشون داشتم و شب نشده مرادمو گرفتم و نذر کردم هر وقت میام بهشت زهرا بیام سر مزارشون کلا خاطره خوبی شد روح تمام شهیدان با روح سالار شهیدان محشور باد.
سلام و درود خداوند بر شهیدان
منم چند سال قبل زندگینامه این دو شهید را در کتابی خواندم و پیگیر شدم مرا شأن را یافتم ، هر وقت برم بهشت زهرا سلام الله علیه سر مزارشان حاضر میشوم .
یکبار منتظر خبری بودم و نگران سر مزارشان نیست کردم هنوز به خانه نرسیده بودم که تماس گرفتند و خبر بدستم رسید .
روحشان شاد
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi