19 شهريور 1405 / ۲۷ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 80368
چهارشنبه 01 بهمن 1399 , 08:15
چهارشنبه 01 بهمن 1399 , 08:15


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

صحبتهای شهید۱۷ ساله چند ساعت قبل از شهادت
شهید سید مهدی اعتصامی تخریبچی ۱۷ ساله لشکر ۱۰ سیدالشهدا چند ساعت پیش از شهادت صحبتی با فرمانده خود دارد که به یادگار مانده است.
۱۷ ساله بود که به جبهه رفت، تازه درسش تمام شده بود و لحظهای خیال رفتن به جنگ رهایش نمیکرد. از بچگی اوقات فراغت و بیشتر وقتش را در بسیج سپری میکرد، اما این علاقه باعث نشد از درس و مدرسه بماند، اتفاقا از دانش آموزان بااستعداد و مذهبی مدرسه بود.
«سید مهدی اعتصامی» سال ۱۳۴۸ در کرج متولد شد و به تحصیل پرداخت. وقتی به جبهه رفت مسوول تبلیغات یکی از گروهانهای لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) شد. خودش درباره حضور در جبهه اینطور نوشته بود «گویی دربالای آسمانها پرواز میکنم» پس از چندین بار اعزام او که حالا درس طلبگی میخواند به گردان حضرت علی اصغر (ع) مامور شد تا در کنار دیگر تخربیچیان در جبهه حضور داشته باشد.

منبع: دفاع پرس


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















