02 شهريور 1405 / ۱۰ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 86327
یکشنبه 09 آبان 1400 , 10:38
یکشنبه 09 آبان 1400 , 10:38


نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی
نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان
صلح شرافتمندانه ، فریب آمریکایی!
مجتبی شاکری
اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
غلامرضا صادقیان
«وفاق» و خط قرمز آن!
حسین شریعتمداری
وقتی عبادت سردمدار عزت ملی شد
سید محمدرضا میرشمسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
به بهانه سالروز شهادت شهید فهمیده
داشتم خونه رو مرتب می کردم
حسین گوشهی آشپزخونه نشسته و به نقطهای خیره شده بود
اونقدر غرق افکار خودش بود که هر چی صداش کردم، جواب نداد
رفتم جلوش و گفتم: حسین... حسین ... کجایی مادر؟!
یهو برگشت و بهم نگاه کرد
گفتم: حسین جان! کجایی مادر؟!
خندید و گفت: سر قبرم بودم مامان...
از تعجب خندهام گرفت.
بهش گفتم: قبرت؟!.. قبرت کجاست مادر جون؟!
گفت: بهشت زهرا سلام الله علیها ردیف ۱۱ قطعه ۲۴ شماره ۴۴
چیزی نگفتم و گذشت ...
وقتی شهید شد و دفنش کردیم به حرفش رسیدم؛
با کمال تعجب دیدم دقیقاً همون جایی دفن شده که اون روز بهم گفته بود
پشتم لرزید، فهمیدم اون روز واقعاً سر قبرش بوده...
به روایت مادر شهید
منبع: کبوترانه پریدید...
محمدحسین فقط سیزده سالش بود و انقدر بزرگ بود، ما کجای کاریم؟!

#شهید_محمدحسین_فهمیده
#سالروز_شهادت


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی
















فاش زحمت دلیتش باز افتاد گردن شما .