06 مرداد 1405 / ۱۲ صفر ۱۴۴۸
شناسه خبر : 87932
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:05
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:05


جنگ شناختی - نظامی و این پویش ۲۰ ساله
محمد ایمانی
وعدههای۳ روزه که بر باد رفت
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«ملت مبعوث» از منظر قرآن کریم
هاشم اسدی
سپر مقابله با جنگ شناختی
حمیرا حسینی یگانه
آمریکا؛ سه فرار نظامی در ۱۹ روز
سعدالله زارعی
خون جاری در میناب، سند رسوایی مدعیان حقوق بشر
حمیدرضا مرادی
آمریکا مجددا درخواست آتشبس کرد!
هاشم اسدی
اتحاد هژمونیک غرب علیه موجودیت ایران
میلاد رضایی
«گربهگاه» هرمز؛ گرهگاه انرژی جهان در پیچ تاریخ
علیرضا رجائی
یک قاب عکس از جولانی
سید محمدعماد اعرابی
وحدت، مؤلّفه اربعین تمدنی
حمید احمدی


۱۴ سال گمنامی
سعید رضایی
روحانی شهید سیدحسین هاشمیان در سال 1343 در شهر تهران و در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پدرش معلم زبان انگلیسی بود و از همان اوان کودکی فرزندانش را به درس خواندن تشویق میکرد. سیدحسین و سیدجواد نیز شاگردان خوبی برای پدر بودند و هر دو مدارج تحصیلی خود را به سرعت طی کردند و برای کنکور دانشگاه نیز امتحان دادند و هر دو قبول شدند.
اما پدر نه تنها معلم آنان بود که معلم اخلاق و بینش و تربیت آنان نیز بود و در کنار درس زندگی، درس بندگی را نیز به فرزندانش آموخته بود. سیدحسین با اینکه در مدرسه شاگرد اول بود و در دانشگاه نیز قبول شد اما ترجیح داد برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه برود و اینگونه به سیر و سلوک معنوی و عرفانی خود برای خوسازی و در نهایت تبلیغ دین خدا گام بردارد.
سید حسین احترام فوقالعادهای به پدر و مادرش می گذاشت و برای آنان هر کاری انجام میداد و هیچگاه پایش را در مقابل آنان دراز نمی کرد. او در عین حال که فردی جدی و منظم و درسخوان بود، اهل شوخی و خنده و مزاح و تفریحات سالم و دینی نیز بود.
همچنین سیدحسین فردی بسیار سادهپوش و سادهزیست بود و بعد از انقلاب همیشه لباس بسیجی میپوشید و میگفت با این لباس میخواهم همیشه به بسیجی بودن خودم افتخار کنم و به همه نشان دهم که ما فرزندان انقلاب و امام خمینی(ره) همیشه آماده جانفشانی برای انقلاب و امام و اسلام هستیم.
سید حسین اهل مطالعه بود و این یکی از بزرگترین درسهایی بود که از پدر گرفته بود و همین ویژگی سیدحسین باعث شده بود از اوضاع و احوال کشور و جهان اطلاع داشته باشد و در رابطه با پیشامدهای تاریخی و حوادثی که در کشور روی میداد، مرجع سؤالات دوستان و همرزمانش باشد.
این دانش و آگاهی و بصیرت و معرفت سیدحسین منبع دیگری هم داشت و آن مداومت او بر نماز شب بود. آری او آنچنان بر نماز شب مداومت داشت که این مطلب را هم از سیمای نورانیاش و هم از کلمات پخته و مملو از عشق و عرفانش میتوانستی بفهمی.
آخرین باری که میخواست اعزام شود با نگاهش به پدر و مادر نشان داد که دیگر از دنیا و متعلقات آن گذشته و دلش برای دیدار معبود آن چنان اشتیاق دارد که دیگر سر از پا نمیشناسد. برای رفتن خیلی عجله داشت و میخواست هر چه زودتر خودش را به کاروان شهدا برساند.
متأسفانه از این شهید بزرگوار و برادرش هیچ وصیتنامهای در دست نیست اما خاطرات آنها همچنان برای پدر و مادر و دیگر دوستان روحانی و همرزمانشان زنده است. این خاطرات شیرین باعث چنان انس و علاقهای بین پدر و مادر با فرزندانشان شده است که گویی آنها را در بیداری مشاهده میکنند و با آنان صحبت میکنند.
پدر معتقد است که بارها سیدحسین و یا سیدجواد عزیزش را در خانه مشاهده کرده و با آنها حرف زده است. حتی هنگامی که به بهشت زهرا و سر مزار آنها میرود گویی به دیدار فرزندانش در خانه آنها میرود و آن چنان با آنان مشغول صحبت کردن و حرف زدن میشود که گویی در مقابلش نشستهاند.
مادر نیز در طول این سالها انیس و مونسی جز فرزندان خویش نداشته است و هرگاه دلش تنگ میشود به عکس آنها که روی طاقچه خانه است نگاه میکند و با آنان مشغول صحبت میشود. حتی هنگامی که به خرید میرود و یا در بیرون منزل است احساس میکند که فرزندانش در کنارش راه میروند و او را نظاره میکنند.
آری شهیدان زندهاند و همچنان در کنار ما حضور دارند و این همان وعده الهی است که در قرآن مجید فرموده است: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون».
منبع: کیهان


خاطرهای از زیارت عتبات توسط آزادگان
علیاکبر امیراحمدی
تیربارچی قهار با آستین خالی
جعفر طهماسبی
اسلحه همه خراب شد الا مریم امجدی
مریم امجدی زنجانی
و فردا چه سرنوشتی در انتظار ماست....
علیرضا ضابطی سیستان















