23 تير 1405 / ۲۸ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 88671
دوشنبه 25 بهمن 1400 , 11:51
دوشنبه 25 بهمن 1400 , 11:51


شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

ستاره هجدهم؛ علیرضا صافکار
ابوالقاسم محمدزاده
به آسمان نگاه میکنم، گرفته و ابریست. دو آسمان در ضمیرم نقش میبندد. آسمانی پر ستاره که انوار نقره فامشان را نثار چشمهایم میکنند و آسمان دفاع مقدس که پر از ستارههایی است که همواره بر تارک ایران میدرخشند.
یاد کلام ابراهیم خلیلالله میافتم که فرمود؛ قال لا احب الافلین(انعام 76) [گفت؛ من غروبکنندگان را که غروبشان، نشانه مخلوق بودن آنهاست دوست ندارم].
ستارگان آسمان، افول و غروبی دارند. اما ستارگان دفاع مقدس همواره درخشانند و روشنی بخشند.
چرا جای دوری بروم، به تو میاندیشم که در سالروز ولادت امام رضا(ع) بدنیا آمده بودی و پدرت عبدالرضا نمازی، نامت را غلامرضا گذاشت تا در راه مکتب او غلامی کنی و نوکری.
درس خواندی، کار کردی و در تقابل چکش و آهن، در کارگاه صافکاری مرد شدی.
تازه با درس انقلاب و مسجد آشنا شده بودی که بوی انقلاب، و انفاس قدسی امام خمینی(ره) ضمیرت را معطر کرد و پایت به تظاهرات و حرکتهای مردم انقلابی باز شد و تا پیروزی انقلاب همدوش نسل انقلابی مشهد قدم برداشتی و با پیروزی انقلاب، در کنار کار و تلاش، حضور در مسجد جوادالائمه(ع) و گشت شب و نگهبانی از دستاوردهای انقلاب پیشهات شد.
سال 1360 به سربازی رفتی و رفتنت، همزمان شد با عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر و به دنبالش عملیات رمضان که خدمه خمپاره بودی و با احساس مسئولیت در قبال کشور و هموطنانت در جبهه ماندی و با پوشیدن لباس سبز سپاه، در ادوات لشکر 5 نصر ماندگار شدی و عنوان؛ فرمانده قبضه و آتشبار خدمت کردی و از کیان اسلامی دفاع کردی و در عمل ثابت کردی که لایق نوکر امام حسین(ع) هستی و تمام وجود پاسدار تمام و مرام آن امامی.
در عملیات خیبر طعم ترکش را چشیدی و با همان مجروحیت شدید در مقابل پاتک عراقیها ایستادی، اما با ترکش دیگری که به گردنت نشسته بود، سرو قامتت خمید و ستاره شدی. ستارهای که تا ظهور حضرت مهدی بر آسمان این کشور و انقلاب و جهان اسلامی خواهی درخشید.
هرچند پیکرت در جزیره جا مانده بود و گروههای تفحص تو را چون گنج نهانی تفحص کردند و به خانوادهات رساندند. ستاره شدی و کلامت برای همیشه تاریخ به یادگار ماند:
«خدایا! معبودا!... دوست دارم چشمانم را دشمن، در اوج دردش از حدقه درآورد و دستانم را در تنگه چزابه قطع کند و پایم را در خونین شهر از بدنم جدا سازند و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارش کند و سرم را در شلمچه از تنم جداسازد. اما یک چیز را نتوانند از من بگیرند و آن؛ امام، ایمان و هدف من است...»
روایتی درباره شهید علیرضا نمازی
منبع: کیهان


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی















