07 خرداد 1405 / ۱۱ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 91251
دوشنبه 13 تير 1401 , 11:10
دوشنبه 13 تير 1401 , 11:10


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


هنوز منتظر
ابوالقاسم محمدزاده
مادر بود و تاب دوری و مسافرتهای کوتاه امیرعلی اش را نداشت. وقتی مسافرت میرفت، چشم به راهش بود که بیاید و زنگ در خانه را بزند. اونوقت باشنیدن صدای قدمها و صدای گرمش به آرمش برسد. اما اون روزی که اجازه داد به جنگ برود فرق میکرد.
با شروع جنگ در سوریه، امیر علی آروم و قرار نداشت و گفته بود:
- مادر! از بین سه تا فرزندی که خدا بهت داده، نمیخوای یکی رو فدای حضرت زینب(س) کنی؟
در مقابل امیرعلی آرام و سر به زیر و حرفی که زده بود، چارهای نداشت جز سکوت و امیرعلیاش رفت. رفته بود تا جسارتی به حریم اهلالبیت نشود و خان طومان شد سکوی پروازش.
حالا مادر سالهاست که منتظره پسرش؛ امیرعلی محمدیان برگرده و زنگ در خانه رو بزند و با صدای قدمهاش اونو از چشم انتظاری درآره...
موضوع: شهید مدافع حرم امیرعلی محمدیان
منبع: کیهان

















