پنجشنبه 21 مهر 1401 , 10:13




حیات جاوید و زنده ماندن یاد شهید سنت الهی است
تدبر در آیه ۱۵۴ سوره بقره نشان میدهد که شهیدان حیات جاوید دارند و زنده ماندن یاد و مسیر شهدا یک سنت الهی است و اسلام با ترسیمى که از مسئله شهادت در این آیه کرده، عامل بسیار مهمی را در مبارزه حق علیه باطل وارد میدان ساخته است؛ عاملى که کاربرد آن از هر سلاحى بیشتر و تأثیر آن از همه برتر است.

رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات در دیدار دستاندرکاران دومین کنگره ملی شهدای ورزشکار با استناد به سه آیه ۱۵۴ سوره بقره و ۱۶۹ و ۱۷۰ سوره آل عمران به تبیین جایگاه شهید از منظر پروردگار پرداخته و فرمودند: «درباره شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زندهاند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سوره بقره است: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زندهاند. دیگر از این واضحتر، روشنتر؟ یکی هم در سوره آلعمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَهِ اَمواتًا بَل اَحیاء تصریح شده... این زنده بودن یک لوازمی دارد؛ یکی از لوازم زنده بودن تأثیرگذاری است؛ پس شهدا تأثیرگذارند. چون زنده هستند، تأثیرگذارند در محیط زندگی زندگان؛ روی ما دارند اثر میگذارند، روی ما دارند کار میکنند. این هم در خودِ آیه شریفه آمده؛ دنباله همین آیه شریفه سوره آلعمران این است که «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون»...نتیجهاش این است که دارند به ما میگویند راه مجاهدت در سبیلالله ممکن است دشواریهایی داشته باشد ــ خب دشواریهایی دارد ــ امّا عاقبت بسیار خوبی دارد؛ در پایان این راه، در انتهای این راه، نه ترس هست، نه اندوه هست؛ خیلی مهم است.»
در این نوشتار از میان این سه آیه به بررسی تفاسیر و نکات پیرامون آیه ۱۵۴ سوره بقره میپردازیم.
متن آیه: «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَٰکِنْ لَا تَشْعُرُونَ؛ و کسانى را که در راه خدا کشته مىشوند، مرده نخوانید، بلکه زندهاند؛ ولى شما نمىدانید.»
درباره شأن نزول این آیه بیان شده مشرکان میگفتند: اصحاب پیامبر(ص) خود را در جنگها بدون هیچ فایدهاى از بین میبرند که بعد این آیه نازل شد.
شیخ طوسی میگوید: حسن بصرى و قتادة و مجاهد و جبائى و ابن الاخشاذ و رمانى و جمیع مفسرین معتقدند که شهدا تا روز قیامت زنده هستند و خداوند آنها را در بهشت زنده میدارد و در این باره اختلافى نیست ولى بلخى یکى دیگر از مفسرین میگوید که شهیدان بعد از شهادت زنده نبوده بلکه بعد، زنده میشوند و قول شاذى از متأخّرین نیز حاکى از این موضوع است و غیر از بلخى دیگران به این عقیده معتقد نیستند.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پیرامون این آیه آورده است که «مراد به حیات در آیه شریفه حیات حقیقى است نه صرف دلخوشکننده مخصوصا با در نظر گرفتن اینکه قرآن کریم در چند جا زندگى کافر را بعد از مردنش هلاکت خوانده و از آن جمله فرموده: (و احلوا قومهم دار البوار؛ قوم خود را بدار هلاک وارد کردند) و آیاتى دیگر نظیر آن، مىفهمیم که منظور از حیات شهیدان، حیاتى سعیده است نه صرف حرف، حیاتى است که خداوند تنها مؤمنین را با آن احیا مىکند؛ همچنان که فرمود: (و ان الدار الاخرة لهى الحیوان لو کانوا یعلمون؛ و به درستى خانه آخرت تنها زندگى حقیقى است، اگر مىتوانستند بفهمند) و اگر بعضى نتوانستند بفهمند، به خاطر این بود که حواس خود را منحصر در درک خواص زندگى در ماده دنیایى کردند و غیر آن را نخواستند بفهمند و چون نفهمیدند، لذا نتوانستند میان بقا بین زندگى و فنا فرق بگذارند و آن زندگى را هم فنا پنداشتند و این پندار اختصاص به کفار نداشت، بلکه مؤمن و کافر هر دو در دنیا دچار این اشتباه هستند.
به همین جهت در آیه مورد بحث به مؤمن و کافر خطاب مىکند: اینکه شهدا زندهاند، ولى شما نمىفهمید، یعنى با حواس خود درک نمىکنید، همچنانکه در آن آیه دیگر باز مىفرماید: (لهى الحیوان لو کانوا یعلمون)، یعنى اگر مىتوانستند یقین حاصل کنند، چون علم در اینجا به معناى یقین است، به شهادت اینکه در آیه: (کلا لو تعلمون علم الیقین، لترون الجحیم؛ حاشا اگر به علم یقین میدانستید، جهنم را مىدیدید)، علم به آخرت را مقید به علم یقین کرده است.
بنابر آنچه گذشت - هر چند خدا داناتر است - معناى آیه این طور مىشود: کسانى که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مگویید و آنان را فانى و باطل نپندارید که آن معنایى که از دو کلمه مرگ و حیات در ذهن شما هست بر مرگ آنان صادق نیست، چون مرگ آنان آنطور که حس ظاهربین شما درک میکند به معناى بطلان نیست، بلکه مرگ آنان نوعى زندگى است، ولى حواس شما آن را درک نمیکند.
درست است که مؤمنین این معنا را مىدانند ولیکن در عین حال وقتى تصور کشته شدن را مىکنند، قهرا ناراحت میشوند و دچار قلق و اضطراب میگردند چون پاى جان در میان است و شوخى نیست، لذا در آیه شریفه براى بیدار شدن آنان همان علم و ایمان را که دارند به رخشان مىکشد، تا آن قلق و اضطراب از دلهاشان زایل شود. معلوم است که این خطاب، هم اولیاء کشتهشده را بیدار مىکند و مىفهمند که کشته شدن عزیزشان بیش از جدایى چند روز چیز دیگرى نیست و آنان نیز پس از زمانى کوتاه به وى ملحق میشوند و این جدایى چند روزه در مقابل مرضات خداى سبحان و آن درجاتی که عزیزشان به آن رسیده، غیر قابل تحمل نیست و هم افراد فدایى و آماده کشته شدن را بیدار مىکند و تشنه جهاد میسازد، چون مىفهمند که در برابر شهادت به حیاتى طیب و نعمتى دائم و رضوانى از خدا مىرسند.»
آیتالله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نونه در این باره آورده است که «خداوند در این آیه سخن از حیات جاویدان شهیدان مىگوید. نخست مى گوید: هرگز به آنها که در راه خدا کشته مىشوند و شربت شهادت مىنوشند مرده مگویید. سپس براى تأکید بیشتر اضافه مىکند: بلکه آنها زندگانند، اما شما درک نمىکنید!.
اصولا در هر نهضتى گروهى راحتطلب و ترسو خود را کنار مىکشند و علاوه بر اینکه خودشان کارى انجام نمىدهند سعى در دلسرد کردن دیگران دارند و همین که حادثه ناگوارى رخ مىدهد، اظهار تأسف مىکنند و آن را دلیل بر بىنتیجه بودن آن قیام مىپندارند، غافل از اینکه هیچ هدف مقدس و گرانبهایى بدون دادن قربانى یا قربانیها به دست نیامده و این یکى از سنن این جهان است. قرآن کریم کرارا از این دسته سخن به میان آورده و آنها را سخت سرزنش مىکند.
گروهى از این قماش مردم در آغاز اسلام بودند که هر گاه کسى از مسلمانان در میدان جهاد به افتخار شهادت نائل مىآمد مىگفتند فلانى مرد! و با اظهار تأسف از مردنش، دیگران را مضطرب مىساختند. خداوند در پاسخ به این گفتههاى مسموم پرده از روى یک حقیقت بزرگ بر مىدارد و با صراحت مىگوید: شما حق ندارید کسانى را که در راه خدا جان مىدهند مرده بخوانید آنها زندهاند زنده جاویدان و از روزیهاى معنوى در پیشگاه خدا بهره مىگیرند، با یکدیگر سخن مىگویند و از سرنوشت پربارشان کاملا خشنودند، اما شما که در چهاردیوارى محدود عالم ماده محبوس و زندانى هستید این حقایق را نمىتوانید درک کنید.»
اسلام با ترسیمى که از مسئله شهادت در این آیه و آیات دیگر کرده است، عامل بسیار مهم و تازهاى را در مبارزه حق علیه باطل وارد میدان ساخته است؛ عاملى که کاربرد آن از هر سلاحى بیشتر و تأثیر آن از همه برتر است و مىتواند خطرناکترین و وحشتناکترین سلاحهاى عصر و زمان ما را در هم بشکند.
در دوران انقلاب اسلامى و دفاع مقدس نیز به وضوح این حقیقت مشاهده شد که عشق به شهادت علیرغم تمام کمبودهاى ظاهرى به لحظ سلاح و تجهیزات و امکانات عامل پیروزى سربازان اسلام در برابر قدرتهاى بزرگ شد و اگر در تاریخ اسلام و حماسههاى جاویدان اسلامى و شرح ایثارگریهاى کسانى که با تمام وجود در راه پیشبرد این آیین پاک جانفشانى کردند دقت کنیم مىبینیم یک دلیل مهم همه آن پیروزیها همین بود که اسلام در تعلیمات خود این درس بزرگ را به آنها آموخته بود که شهادت در راه خدا و در مسیر حق و عدالت و آزادگی به معنى فنا و نابودى و مرگ نیست، بلکه سعادت و زندگى جاویدان و افتخار ابدی است و لذا سربازان و رزمندگانی که چنین درسى را در این مکتب بزرگ آموختهاند هرگز قابل مقایسه با سربازان عادى نیستند؛ سرباز عادى به حفظ جان خود مىاندیشد، اما آنها براى حفظ مکتب پیکار مىکنند و قربانی در راه خدا میشوند.
رهبر معظم انقلاب نیز پیرامون این آیه در سخنانی میفرمایند: «در مورد شهید خدای متعال میفرماید که اینها زندهاند: وَ لا تَقولوا لِمَن یقتَلُ فی سَبیلِ اللهِ اَموات... این آیه شریفه قرآن میگوید اینها زندهاند؛ حیات اینها یک حیات واقعی است، یک حیات معنوی است و نزد خدای متعال مرزوقند؛ یعنی دائم تفضلّات الهی دارد به اینها میرسد.»(بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند»، ۲۷ بهمن ۱۳۹۳)
در جای دیگری ایشان میفرمایند: «انسانِ مزور و خدعهگر، هرچه هم که در زبان و بیان بتواند خود را طرفدار حق نشان دهد، وقتی پای منافع شخصی، به خصوص پای جان خود و عزیزانش به میان آمد، پا عقب میکشد و حاضر نیست آنها را فدا کند. آن کسی که قدم در میدان فداکاری میگذارد و خالصانه و مخلصانه هستی خود را در راه خدا میدهد: «حق علی اللّه»؛ خودِ خدای متعال بر عهده گرفته است که زندهاش نگه بدارد. «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل اللَّه اموات»، «ولاتحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل اللَّه امواتا»؛ کشتهشدگان راه خدا زنده میمانند. یک بُعد زنده ماندن آنها همین است که نشانه آنها، جای پای آنها و پرچم آنها هرگز نمیخوابد. ممکن است چند صباحی با زور و عنف و با دخالت قدرتهای زورگو، نشانههای آنها کمرنگ شود؛ اما خدای متعال طبیعت را اینطور قرار داده است. سنّت الهی بر این است که راه پاکان و صالحان و مخلصان بماند.»(بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، ۲۳ دی ۱۳۷۸)
بنابراین میتوان از این آیه چنین نتیجه گرفت که؛
ـ نگرشهاى محدود مادى را باید با ایمان به خدا و گفتههاى او تکمیل و تصحیح کرد.
ـ تکالیف سخت، نیاز به پشتوانه اعتقادى و جبران خسارتها دارد و کسى که بداند زنده است، به شهادت رو مىکند.
ـ شهادت، زمانى ارزش دارد که در راه خدا باشد.
ـ پیکار در راه دین، از ارزشهاى والا در پیشگاه خداوند است.
ـ سرچشمه بسیارى از تحلیلها، ناآگاهى از واقعیات است.

















