20 شهريور 1405 / ۲۸ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 94995
دوشنبه 16 آبان 1401 , 11:20
دوشنبه 16 آبان 1401 , 11:20


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

یادی از شهید مجید امینیعلویجه
سعید رضایی
باحسرت به عکس امام نگاه میکرد، عکسی از امام داشت با عرقچین و لباس غیررسمی که امام در آن عکس، لبخند میزد، عکس امام را گوشه کاغذ وصیتنامه گذاشته بود و وصیتنامه اش مینوشت، اما هر از چندگاهی دوباره به عکس خیره میشد، در وصیتنامه اش نوشت: « از امام خمینی(ره) عاجزانه میخواهم که اجازه بدهند پدرم به جای من صورت نورانی ایشان را سه مرتبه ببوسد. چون این آرزوی من بود و متأسفانه به این توفیق نرسیدم»
***
مجید امینی علویجه در 6 اردیبهشت 1341 در محله نظام آباد تهران، متولد شد، او دوره دبستان و کلاس اول راهنمایی را در یکی از مدارس نازی آباد تهران گذراند و از آن پس در مدرسهای در منطقه شمیرانات به ادامه تحصیل پرداخت.
وی علاوهبر اینکه در درسهایش موفق بود و از دانشآموزان با استعداد مدرسه محسوب میشد، در دوره راهنمایی کلاسهای قرآن را برای یادگیری دانشآموزان راهاندازی کرد، او از همان زمان برای مطالعه علوم اسلامی وقت زیادی صرف میکرد.
علاقه او به علوم دینی باعث شد پس از دوره راهنمایی راهی قم شود. در قم به او پیشنهاد کردند که اگر اول دیپلم بگیرد بهتر است. مجید نیز به تهران بازگشت و در رشته اقتصاد شروع به تحصیل کرد. ولی در این مدت هم استعدادش در زمینه معارف اسلامی نمایان بود.
در اوایل انقلاب در پخش اعلامیهها و نوارهای امام(ره) همکاری داشت و برای همین چند بار از طرف مأموران رژیم دستگیر شد.
او پس از اخذ مدرک دیپلم برای کسب معارف اسلامی به حوزه علمیه چیذر رفت و همچنین در کلاسهای درس آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی، حضوری فعال داشت.
دوستان دوران طلبگی او میگویند: مجید در کارهای تحقیقی خیلی کوشا بود و جزوات بسیاری در موضوعات مختلف از خود بهجا گذاشت.
او همچنین کتابی با عنوان «مجملالدین» درخصوص فرق مختلف اسلامی تالیف کرد و کتابی نیز با عنوان «ولایت فقیه» از جمله تالیفات وی است.
او همچنین پس از انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران رفت و فعالیتش را در سپاه آغاز کرد و همزمان با آغاز دفاع مقدس خود را به جبهههای نبرد میرساند.
در سوابق جبهه او 30 ماه حضور در جبهههای دفاع مقدس تا سال 62 به ثبت رسیده است او همچنین به مدت 6 ماه نیز در لبنان در صف مبارزه با رژیم صهیونیستی جنگید.
همرزمان او در عملیاتهای آزاد سازی خرمشهر، والفجر مقدماتی، والفجر 2، والفجر 3 و والفجر 4، شاهد حضور مجید امینی و رشادتهای کم نظیر او بودند.
در بخشی از وصیتنامه بهجا مانده از وی آمده است: «خدایا اگر این حقیر را به مقام رفیع شهادت رساندی آرزو دارم بار دیگر در زمان ظهور حضرت مهدی من را زنده کنی تا در رکاب مولایم و در کنار نائبش حضرت امام خمینی شمشیر بزنم تا بار دیگر شربتی از عسل شیرینتر را که همانا مقاومت در راه توست بنوشم.»
سرانجام مجید امینی علویجه در 13 آبان 1362 در مرحله سوم عملیات والفجر 4 در حالی که به عنوان بیسیم چی در میدان جنگ حضور داشت، با اصابت ترکش خمپاره به شکمش به شهادت رسید.
آخرین توصیه شهید
مسافرت عمیقی به درون خود داشته باشیم و از گناهان استغفار کنیم و از خداوند کریم بخواهیم که الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا.
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















