19 شهريور 1405 / ۲۷ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 98517
یکشنبه 14 اسفند 1401 , 09:57
یکشنبه 14 اسفند 1401 , 09:57


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

مسافر
فاش نیوز - ستاره این نوشته، متولد 1336 دردهی از روستاهای بیرجند بود. آن هم در روستای دور افتاده و محروم «گازار». هنوز خردسال بود که به همراه خانوادهاش به زیارت عتبات عالیات رفتند و همانجا ماندگار شدند. پدرش محمد او را به مدرسه فرستاد و تا سوم دبستان در شهر کاظمین درس خواند.
به دلیل فشارهایی که رژیم بعث بر ایرانیهای ساکن عراق وارد میکردند، خانواده اش از عراق رانده شده و در تهران ساکن شدند.
او شبانه درس خواند و در تهران مشغول به کار گردید و پس از مدتی به زادگاهش برگشت. اما سال 1351 با از دست دادن مادرش، دوباره به تهران بازگشت.
با اوج گیری انقلاب اسلامی، او از فعالین مسجد «باب المراد» تهران بود و مخفیانه از جلسات روحانیون مبارز بهره میبرد و همراه دیگر انقلابیون در تظاهرات خیابانی نقش موثری داشت.
حسین، یکی از شاهدان عینی جمعه سیاه و 17 شهریور تهران بود و شهادت جمعی از مردم انقلابی میدان شهدا را به عینیت دیده بود و بیهیچ هراسی از شهادت در صحنههای انقلاب حضور داشته و در فتح مقرهای نظامی رژیم پهلوی نقش موثری داشت. او در روز 12 بهمن ماه 1357؛ از اعضای کمیته استقبال از امام خمینی(ره) بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس سپاه، عضو این نهاد انقلابی شد و در فرودگاه مهرآباد به انجام وظیفه مشغول گردید.
حسین، با شروع درگیریهای کردستان مدتی به آنجا رفت و در مبارزه با افراد کومهله و دموکرات فعال بود.
تازه ازدواج کرده بود و چند ماهی از تجاوز نیروهای بعثی به خاک میهن اسلامی مان میگذشت که به عنوان فرمانده گردان به سرپل ذهاب مامور گردید و در آنجا در هنگام درگیری با نیروهای متجاوز عراقی، مسافر جاری در زمان، با شهادت به انتهای سفر زمینیاش رسید. او در نامهای به همسرش سفارش کرده بود اگر فرزندمان پسر بود نامش را یکی از القاب الهی چون؛ قدرت و قادر و... بگذارید و اگر دختر بود زینب.
همسرم این انقلاب با خون هزاران شهید به دست آمده است. باید نهایت سعی و تلاشتان را در راه حراست این انقلاب به کار ببرید. حتی اگر به قیمت جانتان تمام شود.
- پروردگارا! ایمان، جهاد و شهادت را نصیبمان بگردان.
و سرانجام حسین حسن خوئی، در 16 اردیبهشت ماه 1360 در تنگه حاجیان، در سن 24 سالگی، به آرزوی دیرینه اش رسید و ستارهای شد در آسمان انقلاب اسلامی..
موضوع؛ شهید حسین حسن خوئی
* ابوالقاسم محمدزاده
منبع: خبرگزاری فارس


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















