02 شهريور 1405 / ۱۰ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 99141
سه شنبه 15 فروردين 1402 , 12:57
سه شنبه 15 فروردين 1402 , 12:57


نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان
ایران؛ حامی دولت و مقاومت عراق
سعدالله زارعی
از زمین فوتبال امجدیه در تعقیب اسرائیل
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
حاکمان قطر، گذشته را خوب یادشان باشد
محمد خامهیار
حجاب؛ نظام جامع عفاف و فرهنگ عمومی
آیتالله عباس کعبی
نبرد معنا؛ تیغِ روایت در پیکارِ بقا
آزاده محمودیان
صلح شرافتمندانه ، فریب آمریکایی!
مجتبی شاکری
اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
غلامرضا صادقیان
«وفاق» و خط قرمز آن!
حسین شریعتمداری
وقتی عبادت سردمدار عزت ملی شد
سید محمدرضا میرشمسی

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
روایتی از شجاعت آر. پی. جی زن ۱۷ ساله
فاش نیوز - «مجید مسگر تهرانی» یکی از شهدای دفاع مقدس از گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) بود که در عملیات کربلای ۸ به فیض شهادت نائل آمد.
به گزارش «ایثارتهران» ، شهید «مجید مسگر تهرانی» یکی از شهدای دفاع مقدس است که در ۱۷ سالگی حین عملیات کربلای ۸ به جبهه اعزام شد.
وی آر. پی. جی زن و دارای تخصص آموزش انفجارات بود و در گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) خدمت میکرد. این رزمنده در عملیات کربلای ۸ در روز ۱۸ فروردین ۱۳۶۶ به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
برادر شهید «محمد مسگر تهرانی» در مورد اعزام برادر خود به جبهه اظهار داشت: برادرم در دبیرستان سپاه تحصیل میکرد و ۱۷ سال داشت که شرایط اعزام وی به جبهه فراهم شد. من چند بار او را با خود به منطقه برده بودم و با فضای منطقه آشنایی داشت. مجید زمانی که دانشآموز دبیرستانی بود، پیش از عملیات کربلای ۸ به منطقه اعزام شد و در همین عملیات به شهادت رسید.
وی افزود: کودکی به شدت آرام و دوستداشتنی بود. بچه درسخوان، ساکت، آرام و بی حاشیه بود. آن موقع هرگاه شهادت هر رزمندهای را اعلام میکردند، برای چند ساعت ناراحت شهادتشان بود و تحت تأثیر قرار میگرفت؛ با آنکه آن شهید را نمیشناخت. برادرم آر. پی. جی زن بود و در گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) خدمت میکرد. ایام عید سال ۱۳۶۶ به خانه آمد و روز هجدهم هم به شهادت رسید.
برادر شهید مسگر تهرانی گفت: ما از طریق پسرعمویمان «عباس» که خود سه ماه بعد از مجید در منطقه غرب به شهادت رسید، از شهادت مجید مطلع شدیم. از آنجایی که پیکر مجید نیامده بود، از دوستان وی پرسیدیم و از طریق افرادی که نزدیک او بودند، جویای احوال مجید شدیم و آنها تأیید کردند که او به شهادت رسیده است.
وی ادامه داد: در عملیات کربلای ۸ به گروه آنها دستور عقبنشینی داده بودند و آنها باید از موقعیت کنار دریاچه ماهی عقبنشینی میکردند و برمیگشتند. مجید بلند شد و یک شلیک آر. پی. جی انجام داد. از آنجایی که در آخرین نقطه بود و نمیتوانست محل خود را تغییر دهد. زمانی که گذشت، بلند شد تا شلیک دوم را انجام دهد که گلوله تکتیرانداز به او اصابت میکند و پیکرش روی زمین میافتد. کسانی که در فاصله دو سه متری مجید بودند، هرچه او را صدا کردند، دیدیند تکان نمیخورد و چون پاتک عراق سنگین بود، باید برمیگشتند؛ به همین خاطر پیکر مجید در آن منطقه ماند.
برادر شهید مسگر تهرانی افزود: زمانی که من از شهادت مجید مطلع شدم، خانواده را مطلع نکردم. ابتدا تحقیقات میدانی را انجام دادیم و بعد از گذشت ۱۰_۱۲ روز که از شهادت او مطمئن شدم، به آنها اطلاع دادم و تشییع نمادینی هم برای او برگزار کردیم و در قطعه ۲۹ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) مزار نمادینی برای او گرفتیم. سه ماه بعد پسرعمویمان «عباس مسگر تهرانی» به شهادت رسید، این مزار را به آنها دادیم و قطعه کنار آن را بهعنوان مزار یادبود برای برادرم در نظر گرفتیم.
وی آر. پی. جی زن و دارای تخصص آموزش انفجارات بود و در گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) خدمت میکرد. این رزمنده در عملیات کربلای ۸ در روز ۱۸ فروردین ۱۳۶۶ به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
برادر شهید «محمد مسگر تهرانی» در مورد اعزام برادر خود به جبهه اظهار داشت: برادرم در دبیرستان سپاه تحصیل میکرد و ۱۷ سال داشت که شرایط اعزام وی به جبهه فراهم شد. من چند بار او را با خود به منطقه برده بودم و با فضای منطقه آشنایی داشت. مجید زمانی که دانشآموز دبیرستانی بود، پیش از عملیات کربلای ۸ به منطقه اعزام شد و در همین عملیات به شهادت رسید.
وی افزود: کودکی به شدت آرام و دوستداشتنی بود. بچه درسخوان، ساکت، آرام و بی حاشیه بود. آن موقع هرگاه شهادت هر رزمندهای را اعلام میکردند، برای چند ساعت ناراحت شهادتشان بود و تحت تأثیر قرار میگرفت؛ با آنکه آن شهید را نمیشناخت. برادرم آر. پی. جی زن بود و در گردان حضرت قاسم (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) خدمت میکرد. ایام عید سال ۱۳۶۶ به خانه آمد و روز هجدهم هم به شهادت رسید.
برادر شهید مسگر تهرانی گفت: ما از طریق پسرعمویمان «عباس» که خود سه ماه بعد از مجید در منطقه غرب به شهادت رسید، از شهادت مجید مطلع شدیم. از آنجایی که پیکر مجید نیامده بود، از دوستان وی پرسیدیم و از طریق افرادی که نزدیک او بودند، جویای احوال مجید شدیم و آنها تأیید کردند که او به شهادت رسیده است.
وی ادامه داد: در عملیات کربلای ۸ به گروه آنها دستور عقبنشینی داده بودند و آنها باید از موقعیت کنار دریاچه ماهی عقبنشینی میکردند و برمیگشتند. مجید بلند شد و یک شلیک آر. پی. جی انجام داد. از آنجایی که در آخرین نقطه بود و نمیتوانست محل خود را تغییر دهد. زمانی که گذشت، بلند شد تا شلیک دوم را انجام دهد که گلوله تکتیرانداز به او اصابت میکند و پیکرش روی زمین میافتد. کسانی که در فاصله دو سه متری مجید بودند، هرچه او را صدا کردند، دیدیند تکان نمیخورد و چون پاتک عراق سنگین بود، باید برمیگشتند؛ به همین خاطر پیکر مجید در آن منطقه ماند.
برادر شهید مسگر تهرانی افزود: زمانی که من از شهادت مجید مطلع شدم، خانواده را مطلع نکردم. ابتدا تحقیقات میدانی را انجام دادیم و بعد از گذشت ۱۰_۱۲ روز که از شهادت او مطمئن شدم، به آنها اطلاع دادم و تشییع نمادینی هم برای او برگزار کردیم و در قطعه ۲۹ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) مزار نمادینی برای او گرفتیم. سه ماه بعد پسرعمویمان «عباس مسگر تهرانی» به شهادت رسید، این مزار را به آنها دادیم و قطعه کنار آن را بهعنوان مزار یادبود برای برادرم در نظر گرفتیم.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی
















