01 مهر 1405 / ۱۰ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111059
چهارشنبه 16 خرداد 1403 , 12:31
چهارشنبه 16 خرداد 1403 , 12:31


شهدا شرمندهایم اما هنوز ایستادهایم
علیرضا ضابطی سیستان
گذار از تقابل نظامی به مدیریت کریدورها
علیرضا رجائی
اسطورهای شکوفا در دل بحرانها
حسین تمرخانی
دوگانه باطل «مقاومت یا معیشت»
مجتبی شاکری
ایستگاه آخر کجاست؟
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی
این شکستنیهای گردننگیر!
محمد ایمانی
حس خوب یک امضاء
دکتر علیرضا معشوری
کربلای آشنا
سیدمهدی حسینی
یک قاب عکس از رودریگز
سید محمدعماد اعرابی
۲۰۰ شب؛ امضای غیرت پای ایران
سیدرضا موسوی فاضل
از میدان نبرد تا معادلات ژئوپلیتیکی
سعید شهرابی فراهانی
«زاویهدارها» مشغول کارند!
مسعود اکبری

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

«یکی از هزاران»
فاش نیوز - کتاب «یکی از هزاران» روایت گر خاطرات همسر شهید «علی سینا عادلیان پور» است که با حمایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کهگیلویه و بویراحمد به چاپ رسیده است.
دفاعپرس از استان کهگیلویه و بوویراحمد، کتاب «یکی از هزاران» روایتگر خاطرات همسر شهید «علی سینا عادلیان پور» است که در سال ۱۴۰۲ به نویسندگی «مهناز جلالی» به چاپ رسیده است. این کتاب در شمارگان ۱۰۰ جلد و با ۸۴ صفحه توسط انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به بازار نشر عرضه شده است.
برشی از کتاب «یکی از هزاران»:
مشغول انجام کارهای خانه بودم که صدای سلامش را از پشت سرم شنیدم. خوشحال شدم از اینکه بالاخره خدمتش تمام شده و برگشته است.
نزدیک که شد لبخندی زد و حالم را پرسید. بچهها را صدا زد و صورتشان را بوسید. گفتم تا شما بروی داخل و لباست راعوض کنی، چای را آماده میکنم. گفت: وقت خوردن چای ندارم، باید بروم. گفتم: کجا؟ گفت: آمدم شما را ببینم و خداحافظی کنم؛ باید به منطقه عملیاتی برویم. گفتم مگه خدمتت تمام نشده؟ گفت: نشده، باید خودمان را به عملیات برسانیم.
با شنیدن این حرف، ذهنم خالی شد. کل وجودم را ترس و دلهره گرفت. شوقی که از دیدنش، وجودم را گرفته بود به بغضی بزرگ تبدیل شد.
کلمه عملیات، مثل ناقوسی وحشتناک در ذهنم تکرار میشد. میدانستم در هر عملیات، تعداد زیادی از جوانانمان، پرپر میشوند.


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















