پنجشنبه 17 خرداد 1403 , 16:44




همه زندگی را به مسابقه دادن نگذرانیم!
من تجربه خودم را می نویسم. حتما شما هم خواندید که وقتی یک نفر از یک موضوع چندین بار صدمه می بیند؛ یعنی درس لازم را از آن درد در بار اول نگرفته...
فاش نیوز - من تجربه خودم را می نویسم. حتما شما هم خواندید که وقتی یک نفر از یک موضوع چندین بار صدمه می بیند؛ یعنی درس لازم را از آن درد در بار اول نگرفته. آنقدر آن موضوع برایش تکرار می شود تا آن درس را درک کند. درسی که من در آن مشکل دردناک برای بار اول یاد نگرفتم، یه کلمه سه حرفی است و بس: صبر!
من به محض وقوع درد جوش و جلا می زدم تا درد را از صحنه زندگی خودم و خانواده ام پاک کنم. اولش حس خوبی داشت. دومین بار. سومین بار. همه ازم تعریف می کردند. ولی کم کم دیدم شد وظیفه ام. یکی از بستگان هم طلبکارانه به من گفت که اصلا" پدرش معتقد است بچه تا مجرد است باید هر چه درمی آورد خرج خانه کند!
گقتم اگر همه جمع بشوند و نگذارند آن بچه سر و سامان بگیرد چی؟
بعد از حرف او مثل... در گل مانده توقف کردم. ولی شما بخوان صبر کردم. دیگر تقلا نکردم برای وام گرفتن. برای خالی کردن سپرده ام.
در کمال تعجب دیدم همه رفتند پی کارشان. البته به این راحتی نبودا. چهارتا جیغ بنفش و ماورای صوت هم کشیدم. آن وقت بود که خرطوم خود را از رگ و پی من درآوردند. لازم نبود من برای نشان دادن خوب تر بودن با سرعت هفت اسب بخار از روی خواسته های زندگی خودم رد بشوم. آن مشکلات آمده بودند تا خانوادگی درس عبرت بگیریم؛ نه اینکه من تنهایی حلش کنم. خواهران و برادرانم به تنهایی رفتند زندگی خود را ساختند ولی من به تنهایی زیر بار مشکلاتی که بقیه بچه ها ایجاد کردند له شدم.
کاش کمی صبر می کردم.من به نظرم برای حل مشکل با سرعت عمل می کردم که همه تایید کنند من خیلی توانمندم. از این حس لذت می بردم. می گفتم دست آخر منم زندگی ام می سازم. اما بار آخر در حالی که نیمه دوم عمرم را می گذرانم دیدم بازم مرا به چشم کیسه بوکس یا کیسه پول می بینند. فریاد زدم. در کمال تعجب دیدم خیلی راحت مرا رها کردند و رفتند. حتی حق و حقوق مرا هم ندادند. کاش با قدم های بقیه اعضای خانواده ام حرکت می کردم. آهسته آهسته. تا ببینم آنها چه برنامه ای دارند. اما من وقتی برگشتم پشت سرم را نگاه کردم که کار از کار گذشته بود.
این مطلب را میلان کوندرا خیلی قشنگ توضیح می دهد:
"بعضی موقعها باید ایستاد، یه نگاه به دور و بر انداخت، شاید دیگر برنده شدن توی همهی مسابقهها ارزشاش را لااقل برای خودت از دست داده باشد. شاید سرعتت از حدش گذشته باشد. شاید بفهمی که برای هیچ و پوچ داری سرعت میگیری. شاید بفهمی که زندگی کوتاهتر از آنی ست که تمامش را در مسابقه بگذرانی.
بعضی لحظههای زندگی را باید مزه مزه کرد، حتی تلخیهایش را... بعضیها را باید آهسته، آهسته تجربه کرد."
|| امضا محفوظ


















یک سخن کلی به تجربه ارزشمند این دوست گرانمایه از باب کلمه سه حرفی صبر
فلاسفه و اندیشمندان میگویند انسانها ، در تمام تمدنها و ادیان به دنبال کسب سه چیز میباشند : پول ، قدرت و یا احترام ، البته افرادی هستند که به دنبال هر سه آن یکجا و دربالاترین حد خود میباشند ، که افراد حریصی محسوب میشوند. آنان به دنبال بیشترین پول هستند تا قدرت مطلق را به دست بیاورند و از آن طریق کسب بالاترین احترام را ، حتی در باطن از روی ترس نمایند. اما داشتن این سه چیز ابدی محسوب نمیشود ، چرا که با یک ورشکستگی یا محاسبه اشتباه پول به فنا میرود ، هر چقدر قدرت داشته باشی ، حتی در مقام قدرت یک کشور با یک کودتا یا یک جنگ هم از دست میرود و احترام کاذب از طریق نامشروع نیز با یک رسوایی ، یکشبه بخار میشود و به هوا میرود. آنان برای کسب این موارد صبر ندارند ، چرا که می خواهند با سرعت آن را به چنگ آورده تا از مانده زندگی محدود خود از مواهب آن بهره ببرند.
عقل سلیم میگوید به اندازهای پول داشته باشید ، که محتاج دیگران نباشید ، به اندازهای قدرت داشته باشید ، که بتوانید با دانش اکتسابی خود از حق خود دفاع است کنید تا از تجاوز دیگران در زندگی خود در امان باشید و احترام خود را از احترام به شأن مقام دیگران کسب نمایید.داشتن این سه در حد متعارف شما را مصون میکند و نیازی نیست برای توجیه کردن خود ، دست به فداکاری بزنید و منافع خود را به خطر بیندازید و مورد قضاوت اطرافیان واقع شوید ، پس صبوری پیشه کنید تا با تعادل سرعت زندگی ، از هر کدام در جای خود به زندگی معنا ببخشید.
در پایان سخنان شما را عوت میکنم به سه سخن است ازافرادی ، که بردن نامشان صرفاً از حیث قید منبع میباشد ، چرا که تنها کافیست به محتوای سخن نگریست و از آن کسب معرفت کرد
در زندگی انسان سه راه دارد : راه اول از اندیشه میگذرد، این والاترین راه است . راه دوم از تقلید میگذرد ، این آسانترین راه است و و راه سوم از تجربه میگذرد ، این تلخ ترین راه است. کنفسیوس
برای جذب افراد جذاب، باید جذاب باشید، برای جذب افراد قوی باید قوی باشید، برای جذب افراد متعهد باید متعهد باشید، به جای اینکه بخواهید روی آنها تاثیر بگذارید، روی خودتان تاثیر بگذارید. اگر شایسته باشید، می توانید جذب کنید. جیم ران
شما هیچ مشکلی ندارید تنها مشکلی که وجود دارد این است ، که فراموش کرده اید برای چه به دنیا آمده اید. قرار نبوده زندگی ساده باشد، قرار نبوده راحت و بی دردسر باشد. زندگی به این منظور طراحی شده است که شما را به چالش رشد و تغییر رو به رو کند تا انسانی خود اگاه تر و مهربان تر و کمال یافته تر شوید. باربارا دی آنجلیس
با تشکر و سپاس از دوست خوبمان بابت ابراز این تجربه ارزشمند هر چند تلخ وسخت