شناسه خبر : 125044
شنبه 02 خرداد 1405 , 11:05
اشتراک گذاری در :

روایت یک فتح ماژیکی!

تنگه هرمز یا استخر شخصی مار-آ-لاگو؟

فاش نیوز - به نام خدا؛ یک روز صبح، دونالد در حالی که با ماژیک قرمز معروفش روی نقشه جهان برای خودش مرزهای جدید می‌کشید، ناگهان چشمش به یک نقطه کوچک و باریک افتاد. رو کرد به مشاورش و پرسید: «جان! این سوراخ باریک کجاست که همه درباره‌اش حرف می‌زنند؟»

مشاور با ترس‌ولرز گفت: «قربان، این تنگه هرمز است. شاهرگ انرژی جهان!»

دونالد ابرویی بالا انداخت و گفت: «بسیار خب، یک توییـ... یعنی یک پست در "تروث سوشال" بگذار. بنویس ایران فقط ۲۴ ساعت وقت دارد. اگر تا فردا ساعت ۵ عصر همه چیز طبق میل من پیش نرود، چنان ضرب‌الاجلی نشان‌شان می‌دهم که در تاریخ بنویسند: دونالد بزرگ و ضرب‌الاجل‌های آتشینش!»

ساعت ۵ عصر شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. دونالد که دید کسی به ضرب‌الاجلش محل نگذاشته، سریع یک کنفرانس خبری فوری در حیاط ویلایش (بین دو زمین گلف) ترتیب داد. او با سینه‌ای ستبر و کراواتی که تا زیر زانویش می‌رسید، فریاد زد:

«خبر بزرگ! من همین الان تصمیم گرفتم که تنگه هرمز دیگر مال آن‌ها نباشد. از این لحظه، تنگه هرمز متعلق به ایالات متحده است! ما آنجا را گرفتیم. خیلی راحت. یک قرارداد خیلی عالی با خودم بستم و تمام! الان آنجا مثل استخر شخصی من در مار-آ-لاگو است. بهترین آب، بهترین موج‌ها؛ اصلاً تنگه هرمز از این به بعد "تنگه ترامپ" نام دارد!»

خبرنگاری پرسید: «اما قربان، چطور آنجا را گرفتید؟ نیروهای نظامی که چیزی نگفته‌اند!»

ترامپ با نگاهی عاقل‌اندرسفیه گفت: «با قدرت ذهن! من فکر کردم که مال ماست، پس مال ماست. خیلی هم زیبا و بزرگ است.»

اما دو ساعت بعد، قیمت بنزین در آمریکا کمی بالا رفت و یکی از مشاوران اقتصادی دوید توی اتاق:
«قربان! حالا که می‌گویید تنگه مال ماست، تانکرها گیر کرده‌اند و دنیا فکر می‌کند ما آنجا را بسته‌ایم!»

دونالد که دید اوضاع دارد خیط می‌شود و ممکن است هزینه‌ی ماشین‌های گلفش بالا برود، رنگ صورتش از نارنجی به قرمز گروید. گوشی‌اش را برداشت و با عصبانیت نوشت:

«این یک رسوایی بزرگ است! ایرانِ خبیث همین الان باید تنگه هرمز را باز کند! آن‌ها دارند در ملک خصوصی من دخالت می‌کنند. من اعلام کرده بودم که تنگه در اختیار آمریکا است، پس چرا ایران اجازه نمی‌دهد کشتی‌ها رد شوند؟

 این یک فاجعه است! ایران باید سریعاً تنگه را برای من باز کند تا من بتوانم به دنیا نشان بدهم چقدر خوب مدیریت می‌کنم که در ملک خودم، دیگران باید در را باز کنند!»

مشاور زمزمه کرد: «قربان، بالاخره دست ماست یا دست آن‌ها؟ اگر دست ماست که خودمان باید بازش کنیم!»

ترامپ نگاهی به او کرد و گفت: «جان، تو از دیپلماسی پیچیده سر در نمی‌آوری. این استراتژی "تنگه کوانتومی" است؛

 همزمان هم مال ماست که پُزش را بدهیم، هم دست آن‌هاست که هر وقت خرابکاری شد، تقصیر را گردن آن‌ها بیندازیم!»

سپس ترامپ کمی فکر کرد و ادامه داد:
 «جان، اصلاً این اسم "هرمز" خیلی قدیمی و خسته‌کننده است. باید تابلوی ورودی را عوض کنیم. یک تابلوی نئون بزرگ که از فضا دیده شود:
 به ملک خصوصی ترامپ خوش آمدید؛ ورود تانکرهای ورشکسته ممنوع!»
مشاور با تعجب پرسید: «قربان، آنجا وسط دریاست! تابلوی نئون را کجا نصب کنیم؟ روی موج‌ها؟»

ترامپ فریاد زد: «ایدۀ عالی‌ای‌ست جان! روی موج‌ها! ما بهترین موج‌ها را داریم. آن ماژیک طلایی را به من بده؛ می‌خواهم روی نقشه محل دقیق دکل‌های طلاکاری شده را بکشم. می‌خواهم تانکرها وقتی رد می‌شوند، حس کنند دارند از وسط لابی برج من عبور می‌کنند. حالا هم برو یک همبرگر برایم بخر، کار دارم؛ باید برای اقیانوس آرام هم یک ضرب‌الاجل بنویسم!»

|| محمدرضا الهی

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi