14 شهريور 1405 / ۲۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 126868
شنبه 14 شهريور 1405 , 10:21
شنبه 14 شهريور 1405 , 10:21


این آب به کدام آسیاب میریزد؟!
حسین شریعتمداری
متولد آفریقا و ساکن آمریکا اما دلباخته کربلا
سیدمحمد مشکوهًْالممالک
سلاح واقعی اقتدار میآورد، نه جوهر روی کاغذ
حمیدرضا مرادی
مراسم عروسی، زیرساخت بود یا پایگاه موشکی؟!
محمدرضا الهی
توپ را به زمین دشمنان شلیک کنیم!
محمد عباسیلو
فرصتهای ایستادن با شرق
غلامرضا صادقیان
چالش مدیریتی در مسئله عفاف و حجاب
سید محمدرضا میرشمسی
عروسی خوبان، خباثت شیطان!
علیرضا ضابطی سیستان
ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟
داود منظور
ایران ایستاده است؛ تا آخرین نفس پای ایران!
علیرضا ضابطی سیستان
پاستور جبران کند!
مجتبی شاکری

رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
بغض پدر ۲ شهید برای این روزها
فاش نیوز - حاج مهدی رضازاده پیرمرد همیشه در میدانِ دزفولی، پدر شهیدان میرزاعلی و صفرعلی است. پدری که این روزها با بغض میگوید: «پسر من بچه ۶ ماههاش را گذاشت و رفت برای حجاب شما، برای دفاع از ناموس شما.»

خبرگزاری فارس؛ «حاج مهدی» از آن انقلابیهایی است که انقلابی بودنش را با هیچ چیزی معامله نکرده و سهم او از سفره انقلاب شده است دو مزاری که هر پنجشنبه، زائرشان میشود. «میرزاعلی» پسر بزرگترش سال ۱۳۶۰ در فیاضیه آبادان به شهادت رسید و «صفرعلی» ۲ سال بعد در پاسگاه زید شهید شد. حاج مهدی که یکصد سال از خدا عمر گرفته، همیشه در صف اول دفاع از ایران ایستاده و قاب عکس شاخ شمشادهایش را بالای سرش میگیرد و استوار قدم بر میدارد تا ثابت کند، تا همیشه گوش به فرمان رهبر است.
پدر شهیدان میرزاعلی و صفرعلی رضا زاده، مردی که با اینکه همه هست و نیستش را برای انقلاب هزینه کرده است، میزان انقلابی بودنش با کم و زیاد شدن رقم فیش حقوقیاش بالا و پایین نمیشود. مردی که در شبهای جوشش و خروش خیابانها در جنگ رمضان هم صف اول است.

پدر ۲ شهید این روزها از مردمانی که خواسته یا ناخواسته در دام بیحجابی افتادهاند، دلش گرفته و جلوی دوربین با بغض میگوید: «پسرم میرزاعلی، بچه ۶ ماههاش را گذاشت و رفت برای حجاب شما، برای دفاع از ناموس شما! من لباس عروسی پسرم صفرعلی را خریده بودم! او هم گذاشت و رفت برای حجاب شما.» او در میانه صحبتها بغضش میشکند و الله اکبر، خامنهای رهبر را فریاد میزند. و این بغض تکلیفی میشود بر شانههایمان.
|| فاطمه ملکی


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















