14 شهريور 1405 / ۲۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 126870
شنبه 14 شهريور 1405 , 10:28
شنبه 14 شهريور 1405 , 10:28


متولد آفریقا و ساکن آمریکا اما دلباخته کربلا
سیدمحمد مشکوهًْالممالک
سلاح واقعی اقتدار میآورد، نه جوهر روی کاغذ
حمیدرضا مرادی
مراسم عروسی، زیرساخت بود یا پایگاه موشکی؟!
محمدرضا الهی
توپ را به زمین دشمنان شلیک کنیم!
محمد عباسیلو
فرصتهای ایستادن با شرق
غلامرضا صادقیان
چالش مدیریتی در مسئله عفاف و حجاب
سید محمدرضا میرشمسی
عروسی خوبان، خباثت شیطان!
علیرضا ضابطی سیستان
ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟
داود منظور
ایران ایستاده است؛ تا آخرین نفس پای ایران!
علیرضا ضابطی سیستان
پاستور جبران کند!
مجتبی شاکری
اجازه بروز هیچ اختلافی را در بین خود ندهید
محمدرضا میرشمسی

رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
۱۰+۲ شهید؛ رفاقتی که زمینی نماند
فاش نیوز - شهادت جمعی از نیروهای ارتش در حمله اخیر به آغاجاری، بار دیگر نام رفقایی را زنده کرد که چند ماه پیش در ابوالفارس کنار یکدیگر بودند؛ مردانی که روزی در یک قاب ایستادند و امروز، بخشی از همان قاب با نام «شهید» شناخته میشوند.

خبرگزاری فارس از رامهرمز؛ ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، بخش ابوالفارس رامهرمز شاهد شهادت ۱۰ نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران توسط رژیم تروریستی آمریکا بود و نام ابوالفارس را با خاطره این شهدا گره زد.اما روایت آن روز در همان تاریخ متوقف نشد. در میان شهدای اخیر آغاجاری، چهرههایی دیده میشوند که پیش از این، در کنار شهدای ۱۷ فروردین خدمت کرده و با آنان رفاقت و همرزمی داشتهاند؛ پیوندی که حالا فاصله میان دو حادثه را به روایتی مشترک از رفاقت و شهادت تبدیل کرده است.
یک قاب از رفاقت؛ دو رفیق که به شهادت رسیدند
این تصویر، قاب رفاقت دو خلبان ارتش است؛ شهید خلبان مجتبی باقری و شهید خلبان محمد امینیپور که همدوره و دوست بودند و روزهایی را در کنار یکدیگر در خدمت گذراندند.محمد امینیپور ۱۷ فروردین در ابوالفارس رامهرمز به شهادت رسید و چند ماه بعد، مجتبی باقری نیز در حمله دو روز پیش آمریکا به آغاجاری به شهادت رسید.حالا این عکس قدیمی، از خاطره دو دوست فراتر رفته است؛ قاب رفاقتی که یک سوی آن به ابوالفارس و سوی دیگر آن به آغاجاری میرسد.
۱۷ فروردین، ابوالفارس و آغاز یک روایت ماندگار
اما داستان این دو رفیق، به همین عکس ختم نمیشود؛ ریشه این روایت به ۱۷ فروردین و ابوالفارس رامهرمز برمیگردد؛ جایی که یک مأموریت، برای همیشه نام ۱۰ نیروی ارتش را در حافظه این منطقه ماندگار کرد.آن روز، محمد امینیپور در کنار ۹ همرزم دیگرش به شهادت رسید؛ ۱۰ نیرویی که حالا مردم ابوالفارس، نام و چهرههایشان را به خوبی به خاطر دارند.دریادار دوم شهید حسین دانا، ناخداسوم شهید سعید بارانی، ناخداسوم شهید صادق توانی، ناوسروان شهید مجید فاطمیپور، ناوبانیکم شهید محسن تراهی، ناوبانیکم شهید محمد امینیپور، ناوبانیکم شهید افشین فولادی، ناوبانسوم شهید محمد درویشی، ناواستواریکم شهید شجاع تنگستانی و ناواستواردوم شهید علیرضا عسکری؛ ۱۰ نامی که ۱۷ فروردین برای همیشه با ابوالفارس پیوند زد.حالا چند ماه بعد، نام رفقای دیگری از همان جمع در میان شهدای آغاجاری دیده میشود؛ انگار قصهای که در ابوالفارس آغاز شده بود، هنوز به پایان نرسیده است.

سید مالک موسویتبار؛ همرزم دیروز و شهید امروز
در میان شهدای حمله اخیر به آغاجاری، نام سید مالک موسویتبار روایتی متفاوت دارد؛ نیروی یگان پهپادی نیروی دریایی ارتش که پیش از این، در کنار ۱۰ شهید حادثه ۱۷ فروردین ابوالفارس خدمت کرده بود و حالا خود به جمع همان رفیقان پیوسته است.موسویتبار که اصالتاً از سادات میرسالاری شهر ممبی بود و در آغاجاری سکونت داشت، پس از شهادت همرزمانش در ۱۷ فروردین، در مراسمهای گرامیداشت آنان و همچنین در جریان جستوجو و انتقال پیکر شهدا حضوری فعال داشت.به گفته نزدیکان، دلتنگی برای رفیقان شهیدش در ماههای گذشته همراه او بود و حالا پس از چند ماه، نام سید مالک موسویتبار نیز در کنار همان همرزمانی قرار گرفته که روزی در کنارشان خدمت میکرد.
مادری که راوی شهادت بود
اما پیوند این شهید با حادثه ۱۷ فروردین، به همرزمی او با آن ۱۰ شهید محدود نمیشود؛ مادر سید مالک موسویتبار همان بانویی است که روز ۱۷ فروردین از نزدیک شاهد ماجرای شهادت ۱۰ نیروی ارتش بود و بعدها روایت آن روز را برای مردم بازگو کرد.صدای او، روایت زنی از دل ابوالفارس بود که از رشادت و مظلومیت آن شهدا گفت؛ روایتی که حالا معنای دیگری پیدا کرده است، چراکه همان مادر، پس از گذشت چند ماه، خود داغدار شهادت فرزندش شده است.حالا این مادر، یک بار دیگر از شهدا میگوید؛ با این تفاوت که این بار، یکی از آن شهدا سید مالک موسویتبار است؛ فرزندی که خود به جمع رفیقان شهیدش پیوسته است.
قرارشان آسمان بود
یک روز کنار هم ایستادند و عکس گرفتند؛ امروز اما هر کدامشان نامی در قاب شهداست.امینیپور رفت، باقری به او پیوست و مالک هم به رفیقانش رسید؛ رفاقتشان زمینی آغاز شد، اما قرار بود آخر قصه، دوباره همه کنار هم باشند؛ این بار در آسمان.
|| امیرحسین مالکی


امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















