دوشنبه 22 مهر 1392 , 14:19




موج انفجار، دردی ناشناخته
محسن ناطق- شب عملیات فتح خرمشهر در محور شلمچه، در حال پیشروی بودیم. به علت شدت آتش، قدری از خط جا ماندیم و زمین گیر شدیم...می دانیم اصابت موج انفجار، درد ناشناخته ولاعلاجی است. درد ناشناخته چطور درمان شود؟ شوراها این موضوع را به خوبی می دانند که تعیین درصد عادلانه نیست و برحسب داروهای تجویزی پزشک یا بستری در بخش اعصاب و روان، درصد از کارافتادگی تعیین می شود. لذا پزشک چاره ای ندارد. اگر دندان های جانباز اعصاب و روان را برای امنیت پرستاران بکشند که معمولا" ردیف بالا یا پایین را می کشند، جزو مجروحیت محسوب نمی شود. اگر ضایعه جسمی باشد با آزمایش یا عکس برداری میزان ضایعه مشخص می شود اما صدمات روان یا علائم درد و سوزش و سرگیجه و تهوع و ... به قول دوستی عزیز کلکسیون دردهای گوناگون در سرتاسر بدن، چگونه تعیین درصد شود ؟! میزان صدمات به شرایط قرار گرفتن بدن و زاویه برخورد موج، متفاوت است.
شب عملیات فتح خرمشهر در محور شلمچه، در حال پیشروی بودیم. به علت شدت آتش، قدری از خط جا ماندیم و زمین گیر شدیم. تصمیم گرفتیم خودمان را به خط برسانیم تا با آتش سبکتر روبرو باشیم. از حالت دراز کش نزدیک به حالت ایستادن بودم که خمپاره دشمن در فاصله حدود دو متری پشت سرم، کمی متمایل به چپ برخورد کرد. کلاه آهنی داشتم و سرم قدری پایین بود، طوری که نقطه انفجار را به صورت گلوله آتشین با قطری حدود یک متر از کنار بازوی چپم به یاد دارم. هیچ صدایی نشنیدم. فقط صدایی ضعیف شبیه "دنگ" ! بعد از آن چیزی به یاد ندارم. عصب دست چپ و گوش ها، همچنین دندان های جلوی فک بالا به طرف داخل شکسته بود که بعد فهمیدم در اثر موج به جلو پرتاب شدم و با صورت به خاکریز مقابل برخورد کردم!
اول مجروحیت فکر می کردم گوش هایم خاک گرفته و به پزشک برای شستشو مراجعه کردم. پزشک گفت عصب گوش ضعیف شده و درمان ندارد. تازگی می گویند استخوان های کوچک گوش میانی دچار شکستگی شدند و همانطور جوش خورده که باعث به هم خوردن تعادل هنگام ایستادن یا راه رفتن می شود و به صداهای فرکانس بالا به شدت حساس است.
از عجایب جبهه، قبل از حرکت به سوی خط مقدم که آن شب کارخانه پتروشیمی با خط، حدود دو کیلومتر فاصله داشت. هیچ یک از هم دسته ها حاضر نشدند کوله آرپی جی را به دوش بگیرند. از دوستان خیلی صمیمی انتظار نداشتم نا فرمانی کنند! لذا خودم کوله را با دو موشک بیشتر کول کردم. بعد از مجروحیت متوجه شدم چرا دوستان از برداشتن کوله آرپیجی خودداری کردند! همین باعث شد تا علیرغم اصابت ترکش به دست چپ و پایین کمرم، متحمل ضربه موج کمتری به کمر به دلیل وجود کوله شوم لیکن ضربه موج، کمرم را دولا کرد که در حال حاضر به علت پارگی دیسک ها که منجر به آسیب و فشار به نخاع و فلج هردو پا بود، با عمل جراحی دیسک ها تخلیه و با نصب 5 نوع پلاتین، به سختی با تحمل درد، مسافت کوتاهی را راه می روم.
آسیب های هریک از رزمندگان با توجه به نحوه قرار گرفتن در معرض موج و ترکش بسیار متفاوت است. چون شاهد بودم رزمندگانی به علت اصابت ترکش کوچک به اندازه یک عدس به مغز یا قلب، به شهادت رسیدند. موافقم که با این شرایط، تعیین درصد که موجب بی عدالتی و مورد سوء استفاده برخی مسئولان قرار دارد حذف شود و لازم است نسبت به تمام مجروحین خدمت رسانی شایسته به عمل آید. البته اگر مسئولان بنیاد دست از لجبازی و کارشکنی بردارند و طبق قانون عمل کنند.
- قانون جامع ایثارگران باید اصلاح شود .
- در همه مفاد قانون کلمه 25% حذف گردد و همه تسهیلات بدون تبعیض و عادلانه و البته به تناسب به همه جانبازان اعطا گردد. همانند سایر کشورهایی که سابقه جنگ داشته اند
- به ازای ایام حضور در جبهه رزمندگان باید همانند ازادگان درصد جانبازی اعطا گردد .
باید با توجه به امتیاز ، درصد جانبازی تعلق گیرد ...........
هستند رزمندگانی که مشکل عصاب دارند و خانواده همسر و فرزندان آنها را تحمل می کنند .........
صدای ما را به گوش مسئولین برسانید .......
باید بنیاد و ارتش و سپاه همه برای این کار هماهنگ باشند
باید نمایندگان ایثارگران از حقوق رزمندگان دفاع کنند ......
گفتم: اوناهاش، اونجاست، بزنش.
اسلحه اش را برداشت، نشانه گرفت،
نفسش را حبس کرد ولی ناگهان اسلحه اش را پایین آورد!
لحظه ای بعد دوباره نشانه گرفت و شلیک کرد.
گفتم: چرا بار اول نزدی؟؟
به آرامی گفت: «داشت آب می خورد»
یا حسین(ع)
چقدر بی عدالتی کسی که مشکل شنوایی پیدا کرده و با کوچکترین صدا روانش بهم میریزه عدالت ۱۰ درصد جانبازی؟؟؟؟کجا باید گفت مادرم چه میکشه پدرم چه میکشه
درود به بچه های جبهه و جنگ بنده از سن ده یازده سالگی عضو بسیج شدم در تمام مدت جنگ همراه برادران سپاه در تمامی ایست بازرسی ها نگهبانی های پایگاه و دعاهای کمیل پنج شنبه شبهای اماکن مقدس شرکت داشتم و در آخر افتخار رفتن به منطقه نصیب ما شد در دو مرحله با هزینههای پزشکی سرسام آور به کمیسیون سپاه رفتم و در هر دو مرحله نتوانستم احراز جانبازی کنم پزشکان جبهه نرفته و صدای تیر نشنیده ما را به تمسخر گرفته و زمان معاینه میگویند شما صد در صد مشکل دارید و جانباز هستید اما پزشکان جبهه نرفته و درد نکشیده کمیسیون سپاه به راحتی شما رو رد میکنن زمانیکه ما جنگ میکردیم درس و تحصیل رو تعطیل کردیم و اولویت ما جنگ شد شما در زیر سایه امنیتی که ما ایجاد کردیم پزشک شدین که امروز ما را مورد تمسخر خود قرار دهید آن زمان ما هم مثل شما دکترهای جنگ ندیده اگر به فکر درس بودیم چه بسا شما الان زنده نبودید یا ما هم مثل امروز شما پزشک بودیم و نیازی به درصد و امتیاز نداشتیم کشور با خون و وقت و غیرت و از خود گذشتگی ما کشور شد اما حاصل اون رو یه عده ای که هیچ سهمی از انقلاب ندارند میبرند تو کشوری که من و امثال من امن کردیم پزشکش برای عمل جراحی پدرم که داشت میمرد۴۵میلیون زیر میزی میگیرد این مبلغ حاصل یک سال حقوق من بود ای نفرین بر کسانی که مسیر انقلاب رو به نفع خودشان تغییر دادن پیامبر بعد از جنگ غنائم جنگی رو بین همه تقسیم میکرد اما پزشکان جنگ ندیده کمیسیون سپاه ما رو زمان احراز جانبازی به چشم کسی میبینن که میخواهد ارث پدرشان را بردارد آخه اگه ما نبودیم حتی ارث پدر شما و خود شما هم وجود نداشتید طبق شنیده ها در تمام دنیا کسانیکه در جنگ شرکت میکنن دارای القابی بزرگ و جایگاهی ویژه هستن نه مثل کشور ما که ما رو به چشم دیگری نگاه میکنن فقط و فقط یادآوری کنم با همین وجود دلسوز تر از بچههای جبهه و جنگ برای نظام و حمایت از مقام عظمای ولایت پیدا نخواهید کرد چه به ما برسد چه نرسد
جانبازان اعصاب و روان بهگواه جانبازان مختلف دوران دفاع مقدس، مظلومترین قشر جانبازان را تشکیل میدهند، کسانی که در ظاهر جسمی سالم دارند اما در باطن گاهی مشکلات روحی چنان عرصه را بر آنان و خانوادههایشان تنگ میکند که جوابگوی کوچکترین نیازهای خود و خانوادهشان هم نیستند. خانوادهها هم گاهی بهخاطر نجابت ایثارگریشان کمتر از مشکلات زندگی یک جانباز اعصاب و روان گلایه میکنند، مشکلاتی همچون تنشهای عصبی، طلاق، اضطراب فرزندان، مشکلات مالی و اشتغال نامناسب
باسلام و تحیات: متاسفانه، به رغم تاکیدات مکرر جامعه ی ایثارگران، ایضا تقدیم "طرح تسری امتیارات جانبازان بالای 25٪ به زیر 25٪ به مجلس شورای اسلامی" کماکان با به کار بردن عدد ملال انگیز ۲۵ که حکایت از "عدم توجه به جانبازان زیر ۲۵٪ دارد" به اختلافات طبقاتی، دامن زده و ملاک تصمیم گیری ها قرار می دهند. از طرفی اگر علت این بی توجهی ها نیز کمبود بودجه، فرض می گردد مسوولین امر و نمایندگان ملت، می توانند جهت نشان دادن حسن نیت خود، حداقل نسبت به اِعمال تصمیماتی که بار مالی ندارد از جمله: "معافیت یکی از فرزندان جانبازان از خدمت سربازی با هر درصدی" و امثال اینها " اهتمام نمایند. سپاس.


















اتفاقاً نباید طبق قانون عمل کنند .
زیرا قانون یعنی دیگر به جانبازان اضافه نشود . یا اینکه زیر 25 ٪ یعنی که هیچ بشوند .؟!
پس به کجا عمل کنند .
مانند همه کشورهای دیگر ؛مسلمان و غیر مسلمان :
به همه رزمندگان و خانواده شهید و جانبازان :
مستمری حقوق بدهند و مسکن بدهند و درمان کامل رایگان بدهند و همه معیشت را تامین کنند .
یعنی عادل باشند مانند دیگر مردمان ؟!
نه بیشتر و نه کمتر .
از مسلمانیشان هم مایه نگذارند ؟!
حق الناس رزمندگان را بدهند . پاداش پیشکششان ؟!
البته سالهاست که عدالت را زیاد ها برده اند .
و ما را هم به اینان امیدی نیست .
ولی به خودمان که امید داریم .
آیا شده فکر کنید که به 70 میلیون نفر همه ایران حقوق می دهند :
ولی به رزمندگان و جانبازان حقوق نمی دهند .
به فکر کردن نیاز نیست .
که نمی خواستند رزمندگان جنگ را پیروز کنند .
و رزمندگان چوب رشادت و جوانمردی خودشان را می خورند .
نوش جانشان ؟!