22 مهر 1405 / ۰۲ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 42966
یکشنبه 16 اسفند 1394 , 10:31
یکشنبه 16 اسفند 1394 , 10:31


نفهمید «حریفت ما هستیم» یعنی چه؟
محمد ایمانی
مردم قربانی آزمونوخطای سامانهها
سیدرضا موسوی فاضل
زبان فارسی، میراث ماندگار هویت ایرانی
محمدرضا الهی
اصلاحات واقعی، نه تسلیم در برابر مافیا و رانت!
علیرضا ضابطی سیستان
حافظکشی بهرسم دیوانگان!
غلامرضا صادقیان
یمن اگر این «اینشتین»ها را داشت!
جعفر بلوری
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری
نوبت مجازات متجاوز نه تردید و مذاکره
محمد ایمانی
برادر محسن دستمریزاد!
حسین شریعتمداری
دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان


به چه می نگری دلاور . به چه می اندیشی یل . در دور دست چه می بینی که مخلوقات دیگر قادر به دیدنش نیستند . چه نگاه نافذی داری فرزند خمینی ؛ آنچه را که هرگز ما ندیدم تو می بینی ؟ اندیشه تو چه بود که در دست راستت سلاح را تکیه گاه خود کرده ایی ؟ شاید بما می آموزی که سلاحتان را به صلاحتان واگذار نکنید .,دریغا ما تابع و فرمانبردار بودیم ؛دیگران کردندو نیشترش بر دل ما زدنند . در عجبم که تو با نگاهت این روزهای سیلی خوردن ایثار و ایثار گران را میدیدی و ما نتوانستیم ببینیم ؛پس زین بابت بود که عطای دنیا را به دنیا پرستان بخشیدی و پر کشیدی ؟ همرزم پر کشیده ام گناه ناکرده همقطارانت چه بود؛که چنین در محکمه متزوران چاپلوس قطع ید شده اند ؟ ای دیده بان بهشت سربندت را به کدامین قطعه تربت ایران به امانت داده ایی ؟آیا چفیه ات بدست مادرت رسید ؟ در وصیت خود از ما فرزندان خمینی به خوبی یاد کردی ؟ بعد جنگ ما نیز بهمراه تو بر خلاف وصیت پیرمان فراموش شدیم و در کشاکش زندگی روزمره مان در حال زنده ماندنیم نه زندگی کردن ! بعد جنگ از تو در روز شهدا یادی نمادین می کنند و از ما در روز جانباز ....از دیگر همرزمان رزمنده حتی نامی هم نمی برند . پیرمان جنگ را جنگ نامید و عزت و شرف ما را در گرو جنگ و دفاع مقدس گره زده بود . ولی اینک عزت و شرف در بالای شهر در خودروهای لوکس و ویلاهای خارج از کشور خلاصه شده است . دیگر نه نامی از تو وما باقی مانده نه رسمی ....همرزمم غیرت را در خیابانهای بالا شهر تهران تومنی ده قران میفروشندو آبروی عزت و مکنت و غیرت من وتو را چوب حراج میزنند . همرزمم ما بجای والا مقامان قدر ناشناس خجل ز رویت هستیم ؛ که سلاح و صلاح را به مقامی دنیوی می فروشند و نام شما را پلکان ترقی خویش کرده اند .والسلام .
نظری بگذارید


شهیدی که توفیقات موشکی امروز یمن مدیون اوست
سیدهفاطمه ساداتکیایی
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»


.jpg)














به چه می نگری دلاور . به چه می اندیشی یل . در دور دست چه می بینی که مخلوقات دیگر قادر به دیدنش نیستند . چه نگاه نافذی داری فرزند خمینی ؛ آنچه را که هرگز ما ندیدم تو می بینی ؟
اندیشه تو چه بود که در دست راستت سلاح را تکیه گاه خود کرده ایی ؟ شاید بما می آموزی که سلاحتان را به صلاحتان واگذار نکنید .,دریغا ما تابع و فرمانبردار بودیم ؛دیگران کردندو نیشترش بر دل ما زدنند .
در عجبم که تو با نگاهت این روزهای سیلی خوردن ایثار و ایثار گران را میدیدی و ما نتوانستیم ببینیم ؛پس زین بابت بود که عطای دنیا را به دنیا پرستان بخشیدی و پر کشیدی ؟ همرزم پر کشیده ام گناه ناکرده همقطارانت چه بود؛که چنین در محکمه متزوران چاپلوس قطع ید شده اند ؟
ای دیده بان بهشت سربندت را به کدامین قطعه تربت ایران به امانت داده ایی ؟آیا چفیه ات بدست مادرت رسید ؟ در وصیت خود از ما فرزندان خمینی به خوبی یاد کردی ؟
بعد جنگ ما نیز بهمراه تو بر خلاف وصیت پیرمان فراموش شدیم و در کشاکش زندگی روزمره مان در حال زنده ماندنیم نه زندگی کردن !
بعد جنگ از تو در روز شهدا یادی نمادین می کنند و از ما در روز جانباز ....از دیگر همرزمان رزمنده حتی نامی هم نمی برند .
پیرمان جنگ را جنگ نامید و عزت و شرف ما را در گرو جنگ و دفاع مقدس گره زده بود . ولی اینک عزت و شرف در بالای شهر در خودروهای لوکس و ویلاهای خارج از کشور خلاصه شده است .
دیگر نه نامی از تو وما باقی مانده نه رسمی ....همرزمم غیرت را در خیابانهای بالا شهر تهران تومنی ده قران میفروشندو آبروی عزت و مکنت و غیرت من وتو را چوب حراج میزنند .
همرزمم ما بجای والا مقامان قدر ناشناس خجل ز رویت هستیم ؛ که سلاح و صلاح را به مقامی دنیوی می فروشند و نام شما را پلکان ترقی خویش کرده اند .. والسلام .