08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 65013
شنبه 17 فروردين 1398 , 15:42
شنبه 17 فروردين 1398 , 15:42


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
کتاب «پروانهها در شعلههای آتش» منتشر شد
کانون خبرنگاران نبأ ــ کتاب «پروانهها در شعلههای آتش» دومین سری از مجموعه کتابهای «ستارگان» شامل خاطرات برادر جانباز و آزاده، احمد خراسانی از هشت سال اسارت چاپ و منتشر شد.
به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ؛ کتاب «پروانهها در شعلههای آتش» دومین سری از مجموعه کتابهای «ستارگان» شامل خاطرات برادر جانباز و آزاده، احمد خراسانی از هشت سال اسارت چاپ و منتشر شد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم: «گاهی اوقات که بهانه چندانی برای اذیت و آزار دستهجمعی نداشتند، میآمدند و ۱۰، ۱۲ نفر را از هر قاطع جدا میکردند و بیرون میبردند. دستها را دستبند و چشمها را چشمبند میزدند، سپس میزدند؛ با کابل، با باطون و با لگد!
بعد از این مرحله نوبت به سلولهای ویژه میرسید. سلولهای ویژه شکنجه، در اطراف یک سالن بزرگ بود که داخل آن را چند سانتیمتر آب پر میکردند. داخل سلولها و سالن، نیمکتهای فلزی بود. به دیوار و سقفهایش قلابهایی آویزان بود و سیمهای برق لختی که با وجود آب، کل مجموعه را ملتهب از برق میکرد.
داخل دهانمان را با ابر و پارچه پر و سپس برق را وصل میکردند. برق را طوری تنظیم کرده بودند که انسان را نمیکشت، اما جان آدم را به لب میرساند. خلاصه سبد پیشنهادی بعثیها برای پذیرایی از ما، بسیار متنوع و خاص بود. گاهی یکی دو شکنجه از آن سبد نصیب میشد، گاهی بیشتر و گاهی تمام سبد!
از جمله شکنجههای دیگر نواخت کابل لخت به کف پا بود. گاهی هم برای تفریح بیشتر و زجرکش کردن اسرا، تمام بدن را با آتش سیگار، داغ میگذاشتند. سیگار میکشیدند و مسخره میکردند و...».
اولین شماره از سری کتابهای «ستارگان»، کتاب «۱+۵ در میسان» بوده که چاپ و منتشر شده است.
علاقهمندان جهت تهیه سری کتابهای «ستارگان» و کسب اطلاعات بیشتر میتوانند با شماره ۰۹۱۲۷۵۶۴۹۹۰ تماس بگیرند و برای دانلود بخشیهایی از کتاب به تارنمای انتشارات شبنما به آدرس www.shabnama۹۶.ir مراجعه کنند.
یادآور میشود، انتشارات شبنما آمادگی دارد در همکاری ویژه با رزمندگان و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس و همچنین مدافعان حرم، بهصورت اختصاصی به نشر مفاهیم ایثار و شهادت بپردازد.
امید طاهرنژاد
انتهای پیام


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
















