20 مهر 1405 / ۲۹ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 87931
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:03
سه شنبه 21 دي 1400 , 11:03


حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری
نوبت مجازات متجاوز نه تردید و مذاکره
محمد ایمانی
برادر محسن دستمریزاد!
حسین شریعتمداری
دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی


کاش جای آن کارگر ساده بودم!-فانوس
پروازهای وضعیت اضطراری تمام شده بود. به همراه شهید بابایی جهت استراحتی کوتاه در زیر سایه هواپیما روی زمین نشسته بودیم. عباس که از پروازهای پیدرپی خستگی در چهرهاش آشکار بود رو به من کرد و در حالی که به کارگری که در محل استقرار هواپیماهای آماده مشغول نظافت بود اشاره کرد و گفت: «آقارضا! آن کارگر را میبینی؟ از خدا میخواستم که به جای آن کارگر بودم و آنجا را جارو میکردم.» من از این گفته او کمی دلگیر شدم وگفتم: «چرا چنین آرزویی میکنی؟ شما که الان فرماندهی پایگاه را به عهده دارین و این مسئولیت سنگینی است. در ثانی شما شایستگی ارتقا به پستهای بالاتر در نیروی هوایی را نیز دارید!» شهید بابایی در حالیکه چهره از من برگرفته بود و با نگاه نافذش به آسمان مینگریست گفت: «نه اینکه از شغلم ناراحتم ولی اگر کارگر ساده بودم مسئولیتم در نزد خداوند کمتر بود. حالا که فرمانده پایگاه هستم هرکجا حادثهای
رخ دهد فکر میکنم شاید کوتاهی من باعث به وجود آمدن آن بوده است. به همین خاطر است که آرزو میکنم کاش جای آن کارگر ساده بودم.»
منبع: پرواز تا بینهایت، خاطراتی از شهید سرلشگر خلبان عباس بابایی
به نقل از سرگرد رضا نیکخواهی
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















