08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 89188
سه شنبه 24 اسفند 1400 , 09:18
سه شنبه 24 اسفند 1400 , 09:18


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
مادر شهیدان «شیرالی» به فرزندان شهیدش پیوست
مادر شهیدان والامقام «جمال و مسعود شیرالی» از استان خوزستان دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.
مرحومه «منیجه شیرالی» مادر شهیدان والامقام «جمال و مسعود شیرالی» پس از سالها فراق از فرزندان دلیر و افتخارآفرینش در 21 اسفندماه سال 1400 به علت کهولت سن دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.
گفتنی است شهید جمال شیرالی ششم فروردین 1332، در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود و در چهارم دی 1360، در حملات موشکی زادگاهش بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد.
شهید مسعود شیرالی در ششم فروردین 1340، در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود و در بیست و یکم خرداد 1360 در دارخوین به شهادت رسید.
گفتنی است شهید جمال شیرالی ششم فروردین 1332، در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود و در چهارم دی 1360، در حملات موشکی زادگاهش بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد.
شهید مسعود شیرالی در ششم فروردین 1340، در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود و در بیست و یکم خرداد 1360 در دارخوین به شهادت رسید.
منبع: ایثار


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
















