19 مهر 1405 / ۲۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 97472
یکشنبه 02 بهمن 1401 , 11:38
یکشنبه 02 بهمن 1401 , 11:38


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی


پرستاری از غیب
مریم عرفانیان
سید محمد، همیشه موقع مرخصیهایش از خاطرات جبهه تعریف میکرد و ما سراپا گوش میشدیم. یکبار گفت: «عملیات با نام (زهرا سلامالله علیها) شروعشد و در حال رسیدگی به مجروحین بودم. داشتم پای رزمندهای را باندپیچی میکردم. در آن گیرودار متوجة خانمی شدم که اتفاقاً او هم در حال باندپیچی زخم رزمندة دیگری بود! متعجب و ناراحت رفتم پیشش. گفتم: جای شما اینجا نیست خواهرم، شما باید توی سنگر بمونید. وظیفة مردهاست که به مجروحین برسند.
در جوابم گفت: مثلاینکه یادتان رفته این عملیات رو با نام چه کسی شروع کردید و به یاد چه کسی میجنگید.
سری تکان دادم و دوباره مشغول مداوای رزمندهها شدم. وقتی به خود آمدم دیگر آن خانم را ندیدم؟ از خودم پرسیدم او که بود؟ اینجا چه میکرد؟ اصلاً کجا رفت؟ ندیدمش که ندیدم... نه توی سنگر و نه هیچ جای دیگر!»
خاطرهای از شهید سید محمد احمدی
راوی سیده فاطمه احمدی، خواهر شهید
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















