08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 103616
یکشنبه 26 شهريور 1402 , 11:35
یکشنبه 26 شهريور 1402 , 11:35


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
خدا قبول کند...
فاش نیوز - داشت با عجله نمازش را میخواند. پیرمرد دل تو دلش نبود. منتظر بود که نمازش را تمام کند و یقهاش را بگیرد و بگوید: مرد حسابی! این چه طرز نماز خواندن است؟ مگر دنبالت کردهاند؟
وقتی نمازش را سلام داد، جلو رفت تا تصمیمش را عملی کند. نگاهشان به هم گره خورد. انگار دو کاسه خون را دیده باشد خودش را عقب کشاند؛
- استغفرو الله...
نگاهش مهربان شد و آرام با خودش، گفت؛
- همان لذت عبادی که به این جوان دادهای را به من عنایت کن...
***
عملیات تازه تمام شده بود و خط آرام. پشت دامنه بلند خاکریز مملو از مجروحین عملیات بود و پیرمرد برای کمک به حمل مجروحین جلو آمده بود. صدای ناله ضعیفی از میان مجروحین به گوشش رسید؛
- الهی من لی غیرک...
میان بدنهای افتاده در خاک، به دنبال صاحب صدا گشت. جوانی مجروح صورت به خاک گذاشته بود و نجوا میکرد. وقتی او را بلند کرد که به عقب حمل کند، یکه خورد و رعشه به جانش افتاد همان جوانی بود که قبل از عملیات دیده بود و میخواست یقهاش را بگیرد. صورتش را نگاه کرد، غرق خون بود و چشمانش تهی...
*ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















