04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 104064
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:03
یکشنبه 09 مهر 1402 , 10:03


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
دقت در بیتالمال
فاش نیوز - در زمان جنگ چون دلتنگ بودم چند روزی برای دیدن مادرم به تهران رفته بودیم. روزی که بلیت قطار تهیه کرده بودم که به مشهد برگردم، رضا از جبهه به منزل مادربزرگش برگشت. وقتی فهمید که عصر با قطار میخواهم به مشهد برگردم پیشنهاد داد که: «اگه دوست دارید با همدیگه به مشهد برگردیم.»
من هم قبول کردم و بلیت را از طریق برادرم پس دادیم. با همان پیکان اوراقی که حمیدرضا از جبهه تا تهران آمده بود به طرف مشهد حرکت کردیم. در بین راه خندید و گفت: «مادر، من برای آمدن به منزل مادربزرگم 45 تومان هزینه بنزین ماشین رو در صندوق بیتالمال انداختم. حالا هم شما اگه دوست دارید همان پول قطار رو توی قوطی جلو ماشین بیندازید وگرنه من دوست دارم این پول رو از طرف شما هدیه کنم.»
همیشه یک قوطی توی ماشینِ سپاهی که دستش بود داشت. اگر یک مسیری را مثلاً از اینطرف خیابان به آنطرف برای کار خودش میرفت؛ کیلومتر آن را حساب میکرد و هزینة رفتوآمد شخصیاش را میانداخت داخل آن. البته تهران به مشهد جزء برنامة کارش بود و اگر من نمیآمدم او خودش باید این راه را طی میکرد. برای همین به شوخی گفتم: «این ماشین که به خاطر من نیامده، شما را میبرد.»
گفت: «این ماشین متعلق به بیتالمال هست، وسیلة شخصی که نیست.»
نصف شب در بین راه ماشین به کلی خراب شد. بالاخره با مشکلات فراوان تا سبزوار رسیدیم.
رضا ماشین را به سپاه سبزوار تحویل داد و از آنجا تا مشهد را با وسیلة دیگری آمدیم.
بر اساس خاطرهای از شهید حمیدرضا شریفالحسینی
راوی: طاهره شعرباف نوروزی، مادر شهید
*مریم عرفانیان
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















