21 شهريور 1405 / ۲۹ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 107546
دوشنبه 25 دي 1402 , 14:55
دوشنبه 25 دي 1402 , 14:55


آقای روحانی، حداقل سکوت کنید
مهدی فضائلی
سیاست گامبهگام طالبان برای حذف شیعیان و فارسیزبانان
امانالله دهقان فرد
درسهای یمن برای دانشگاههای نظامی جهان
جعفر بلوری
در جنگ، اول سفره مردم یا امکانات مسئولان؟
داود گودرزی
جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

خدایا! چرا آبجیها را فضول خلق کردی؟
مادر یکی از شهدای دفاع مقدس تعریف میکند: «پسرم آمده بود مرخصی و سرش در اتاقش گرم بود. خواهرش به اتاقش رفت تا سر و گوشی آب دهد و سر از کار او در آورد.»

به گزارش جهان نیوز، مادر شهید علیرضا سلمانی از شهدای دوران دفاع مقدس تعریف میکند: «علیرضا آمده بود مرخصی. خواهرش میخواست بداند برادر در خلوت خود چه میکند. به بهانه چای به اتاقش که طبقه بالا بود رفت.
سینی چای را کنار علیرضا گذاشت، نشست و گفت: «اومدی مرخصی که خودتو این بالا زندونی کنی؟ داری چی مینویسی؟»
علیرضا پوفی کشید و گفت: «خدایا! برا چی آبجیها رو اینقدر فضول خلق کردی؟»
علیرضا وصیتنامه مینوشت!»
منبع: کتاب «استُنَکها» به قلم یارمحمد عرب عامری


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















