17 مهر 1405 / ۲۶ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 110071
چهارشنبه 05 ارديبهشت 1403 , 12:47
چهارشنبه 05 ارديبهشت 1403 , 12:47


عکس واقعیت
سید محمدعماد اعرابی
ماجرای ۷ اکتبر از کجا شروع شد؟
کمیل خجسته
هنر سیاست؛ اقتدار فرهمند، تعقل سیاسی
سیدمهدی حسینی
از نگاه به کاستیها تا باور به توانمندیها
محمدرضا الهی
ملت بیدار فتنه را میشناسد و از عدالت قاطعیت می خواهد
علیرضا ضابطی سیستان
چرا پای سفره مردم به میان میآید، «زاکانی» باید متوقف شود؟!
سیدرضا موسوی فاضل
مجلس هفتماه در رأس امور نبود!
حسین شریعتمداری
نظم جهانی درحال پوستاندازیست
مهدی فضایلی
دو سرمقاله در یک ستون!
غلامرضا صادقیان
به دقایق سرنوشتساز نزدیک شدهایم!
رضا امیریان فارسانی
صلحی که جنگ را به تأخیر انداخت
محمدرضا الهی
فرجام نادیده گرفتن حقیقت
محمدرضا سابقی


سفره
فاش نیوز - مدتی بود که از برادرم خبری نداشتیم، نه نامهای به دستمان رسیده بود و نه تلفنی زده بود. شب جمعه خواب دیدم در خانه محمد هستم، سفره بسیار بزرگی در سالن پذیرایی انداخته بودند و میوههای مختلفی میان سفره قرار داشت. مادر نیز کنار ما سر سفره نشسته بود. تعجب کردم، با خودم گفتم:
-«مادر در خانه محمد چه میکند! او که فوت کرده.»
برادرم میوه پوست میکند و میگفت: «هر چه میتوانی از این میوهها بخور که دوباره فرصت نداری از این میوهها بخوری.»
زیر لب گفتم:
-«بهتره پایین بروم و به همسرمحمد و اقوامی که توی زیرزمین هستند، بگویم بیایید بالا تا از این میوهها بخورید. بیایید ببینید که مادر و برادرم بالا نشستهاند.»
با این فکر از پلهها پایین رفتم، زیر پلهها یک قبر بود. سر قبر را که باز کردم، دیدم همسایهمان بیبی که زن باخدایی بود در آن دفن شده است. سر قبر را پوشاندم و پیش اقوام رفتم، گفتم:
-«محمد و مادر بالا هستند، سفره انداختهاند و میان سفره میوههای مختلف است، بفرمایید بالا...»
صبح جمعه بود که از خواب بیدار شدم. بلافاصله به خانه همسایهمان رفتم و گفتم که چنین خوابی دیدهام؛ بیبی گفت:
-«ان شاءالله خوب است. مرده زنده هست. ناراحت نباش برادرت برمیگردد.»
خداحافظی کردم و به خانه خودمان برگشتم. بعدها فهمیدم که وقتی به خانه برمیگشتم، بیبی به دخترش گفته بود:
-«با خوابی که دیده، برادرش شهید شده، آن سفره هم پر از میوههای بهشتی بوده.»
خاطرهای از شهید محمدجمعه دهقان
راوی: صغری دهقان، خواهر شهید
|| مریم عرفانیان
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















