03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 110071
چهارشنبه 05 ارديبهشت 1403 , 12:47
چهارشنبه 05 ارديبهشت 1403 , 12:47


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
سفره
فاش نیوز - مدتی بود که از برادرم خبری نداشتیم، نه نامهای به دستمان رسیده بود و نه تلفنی زده بود. شب جمعه خواب دیدم در خانه محمد هستم، سفره بسیار بزرگی در سالن پذیرایی انداخته بودند و میوههای مختلفی میان سفره قرار داشت. مادر نیز کنار ما سر سفره نشسته بود. تعجب کردم، با خودم گفتم:
-«مادر در خانه محمد چه میکند! او که فوت کرده.»
برادرم میوه پوست میکند و میگفت: «هر چه میتوانی از این میوهها بخور که دوباره فرصت نداری از این میوهها بخوری.»
زیر لب گفتم:
-«بهتره پایین بروم و به همسرمحمد و اقوامی که توی زیرزمین هستند، بگویم بیایید بالا تا از این میوهها بخورید. بیایید ببینید که مادر و برادرم بالا نشستهاند.»
با این فکر از پلهها پایین رفتم، زیر پلهها یک قبر بود. سر قبر را که باز کردم، دیدم همسایهمان بیبی که زن باخدایی بود در آن دفن شده است. سر قبر را پوشاندم و پیش اقوام رفتم، گفتم:
-«محمد و مادر بالا هستند، سفره انداختهاند و میان سفره میوههای مختلف است، بفرمایید بالا...»
صبح جمعه بود که از خواب بیدار شدم. بلافاصله به خانه همسایهمان رفتم و گفتم که چنین خوابی دیدهام؛ بیبی گفت:
-«ان شاءالله خوب است. مرده زنده هست. ناراحت نباش برادرت برمیگردد.»
خداحافظی کردم و به خانه خودمان برگشتم. بعدها فهمیدم که وقتی به خانه برمیگشتم، بیبی به دخترش گفته بود:
-«با خوابی که دیده، برادرش شهید شده، آن سفره هم پر از میوههای بهشتی بوده.»
خاطرهای از شهید محمدجمعه دهقان
راوی: صغری دهقان، خواهر شهید
|| مریم عرفانیان
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















