20 مهر 1405 / ۲۹ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 110924
چهارشنبه 09 خرداد 1403 , 12:34
چهارشنبه 09 خرداد 1403 , 12:34


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی


بدرقه اشـک...
فاش نیوز - همسر شهید سعید بیاضیزاده میگفت:
«اولین باری که سعید میخواست بره، قرآن براش گرفتم رو سرش. وقتی رد شد، قرآن رو بوسید و باز کرد. ترجمه شو برام خوند و رفت. بعد از چند وقت آمد مرخصی. حالش خوب بود و شاد. آخرین مرتبه که رفت و دیگه بر نگشت هم از زیر قرآن ردش کردم، وقتی قرآن رو باز کرد چند آیه از قرآن رو خوند بیآنکه به من نگاه کند قرآن رو بست. ولی ترجمه شو نخوند.
با تعجب! گفتم؛
- معنی شو نخوندی سعید صورتشو بالا آورد و گفت؛
- اگه معنی شو بگم ناراحت نمیشی؟ گفتم؛ نه! با لبخندی که رو لبش نشسته بود.
گفت:
- آیه شهادت اومده. من به آرزوم میرسم. رفت و دیگه، اشکام بدرقهاش کرد.
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















