04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111163
یکشنبه 20 خرداد 1403 , 12:21
یکشنبه 20 خرداد 1403 , 12:21


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
دختری را بشناسید که شفیع صیاد شیرازی در آن دنیاست
فاش نیوز - دختر شهید صیاد شیرازی میگوید: خواهرم «مرجان» معلول ذهنی است. پدرم علاقه زیادی به او داشت و میگفت مرجان ما را آن دنیا شفاعت میکند.
دلتنگی و فراق همسر شهید صیاد شیرازی ۲۵ سال طول کشید و روز گذشته این بانوی فداکار و نمونه درگذشت. بانویی که در طول ۸ سال جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، مسئولیت تربیت و رشد ۴ فرزندشان را به تنهایی باید به دوش میکشید. اما سختی وقتی بیشتر میشد که دخترشان «مرجان» جزو کودکان معلول ذهنی بود و این بانو باید بیشتر برای آن کودک تلاش میکرد. هنگامی هم که شهید صیادشیرازی به شهادت رسید، همسرش باید بیشتر از قبل مراقب بیقراریهای دخترشان «مرجان» بود؛ چون شهید صیادشیرازی علاقه زیادی به «مرجان» داشت و او را از الطاف خفیه الهی میدانست.
مراقبت از دختری که شهید صیاد او را الطاف الهی میدانست
مریم صیادشیرازی درباره علاقه پدر به «مرجان» میگوید: «بابا به خاطر وجود خواهرم مرجان بسیار شاکر خدا بود، او را برکت و لطف خدا میدانست و میگفت: مرجان الطاف خفیه الهی است، لطف خدا را در وجود مرجان میبینم، او ما را آن دنیا شفاعت میکند. وقتی بابا شهید شد، مرجان تا یک ماه بیقراری میکرد و دوست نداشت در مراسم عزای پدر شرکت کند یا بر سر مزار وی برود؛ اگر چه او جزو کودکان استثنایی معلول ذهنی است، اما نبود بابا را حس میکرد.»عفت شجاع همسر شهید صیاد شیرازی درباره علاقهمندی شهید صیادشیرازی و نگرانیهایش برای «مرجان» میگفت: «همسرم حدود یک ماه قبل از شهادتش خواب دیده بود که شهید باکری آمده و میخواهد او را با خود ببرد؛ او در خواب هم نگران من و مرجان بود کمی درنگ میکرد اما شهید باکری او را با خود برد. شهید صیاد خواب را برای من تعریف کرد و گفت من نگران شما و مرجان هستم، من گفتم نگران ما نباشید ما خدا را داریم اما نبودنتان برای من خیلی سخت است.»
دعای شهادت خانوادگی همسر شهیدصیادشیرازی
یکی از خاطرات مریم صیاد شیرازی درباره مادر به دعای شهادت خانوادگی این بانوی ایثار است. دختر شهید صیادشیرازی میگوید: «شب جمعهای که پدر قبل از شهادتش به مشهد رفته بود، مادر بیقرار بود. او را به امامزاده صالح بردیم و مادر گفت میخواهم در امامزاده بیشتر بمانم و در مراسم دعای کمیل امامزاده شرکت کنم. مادر بعد از شهادت پدر تعریف کرد آن شب دلم شکست و این جمله بر زبانم جاری شد «خدایا شهادت را خانوادگی قسمت ما کن»، ولی فکر نمیکردم آنقدر سریع دعایم به اجابت برسد و شهادت قسمت پدرتان شود.
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















