18 مهر 1405 / ۲۷ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 111824
چهارشنبه 13 تير 1403 , 12:59
چهارشنبه 13 تير 1403 , 12:59


لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی
بازگشت فراریها؛ نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!
رسول شمالی ورزنده
گوسالهپرستها و گوسالهشناسها!
حسین شریعتمداری
جایی که خشونت از دموکراسی حرف میزند!
سیدرضا موسویفاضل
عکس واقعیت
سید محمدعماد اعرابی
ماجرای ۷ اکتبر از کجا شروع شد؟
کمیل خجسته
هنر سیاست؛ اقتدار فرهمند، تعقل سیاسی
سیدمهدی حسینی
از نگاه به کاستیها تا باور به توانمندیها
محمدرضا الهی
ملت بیدار فتنه را میشناسد و از عدالت قاطعیت می خواهد
علیرضا ضابطی سیستان


مبارزه
فاش نیوز - زمان طاغوت خانهمان نزدیک باغملک آباد بود. یک روز عصر که آقای خامنهای مشهد بودند و برای سخنرانی به مسجد امام حسن(ع) رفتند حمیدرضا با دوچرخه از خانه بیرون زد. من که خبر داشتم بعد از سخنرانیهای آقای خامنهای اتفاقاتی رخ میدهد بلافاصله به پدرش گفتم: «رضا رفت مسجد امام حسن(ع) ممکن است بگیرندش و بلایی سرش بیاورند.»
وقتی آمد متوجه شدم که میلنگد! پایش آسیبدیده بود! با نگرانی پرسیدم: «چی شده؟»
گفت: «آقا در حال سخنرانی بود که دستگیرشان کردند و...»
قضیه از این قرار بود که هنگام فرار پاسبانها با چوب باتوم رضا را زده بودند و پایش شکسته بود!
از این برنامهها زیاد اتفاق میافتاد. یکبار هم وقتی بیرون بود، پاسبانها به او گفته بودند: «همینجا بایستید تا نیم ساعت دیگر استاندار آقای ولیان بیاید و عبور کند.» اما رضا مخالفت کرده بود. پاسبانها هم باز او را زده بودند!
مبارزاتش تا زمان دانشگاه ادامه داشت. تا اینکه سال آخر دانشکدهاش انقلاب شد.
خاطرهای از شهید حمیدرضا الشریف الحسینی
راوی: طاهره شعرباف نوروزی، مادر شهید
|| مریم عرفانیان
منبع: کیهان


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















