22 شهريور 1405 / ۳۰ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 112210
چهارشنبه 27 تير 1403 , 12:52
چهارشنبه 27 تير 1403 , 12:52


عملیات برقآسای یمن نمای قدرت عظیم جبهه مقاومت
سعدالله زارعی
آقای روحانی، حداقل سکوت کنید
مهدی فضائلی
المخا؛ جایی که جغرافیا به قدرت تبدیل شد
علیرضا ضابطی سیستان
سیاست گامبهگام طالبان برای حذف شیعیان و فارسیزبانان
امانالله دهقان فرد
درسهای یمن برای دانشگاههای نظامی جهان
جعفر بلوری
در جنگ، اول سفره مردم یا امکانات مسئولان؟
داود گودرزی
جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

اشک بیپایان
فاش نیوز - جامهاش آتش گرفته بود و اطراف میدوید وگریه میکرد. به هر طرف که میدوید، شعلههای آتش بلندتر میشد و زبانه میکشید. اسب سواری به طرف او آمد. از اسب پیاده شد، آتش جامهاش را خاموش کرد و او را دلداری داد و چون لبهای کبود و تشنه او را دید، ظرف آبی به او تعارف کرد تا جرعهای بنوشد. دخترک آه کشید و از خوردن آب امتناع کرد.
اسب سوار گفت؛
- دخترم چرا نمینوشی، بخور، لبهایت خشک است...
دختر آه بلندی کشید و گفت؛
- بابایم حسین تشنه بود، آیا به او هم آب دادید!؟ یا نه؟
اسب سوار گفت؛
- نه تشنه بود و تشنه ماند...
دخترک آه بلندی کشید و درحالی که اشک میریخت گفت؛
- به والله، من هم آب نمیخورم. چرا که بابایم حسین تشنه بود.
صلّی الله علیک یا رقیه بنت الحسین علیهالسلام...
|| ابوالقاسم محمدزاده
منبع: کیهان


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















